نگاه کن که غم درون دیده ام
چگونه قطره قطره آب می شود
چگونه سایهء سیاه سرکشم
اسیر دست آفتاب می شود
نگاه کن
تمام هستیم خراب می شود
شراره ای مرا به کام می کشد
مرا به اوج می برد
مرا به دام می کشد
نگاه کن
تمام آسمان من
پر از شـــــــــهاب می شود
من از ستاره سوختم
لبالب از ستارگان تب شدم
چو ماهیان سرخ رنگ ساده دل
ستاره چین برکه های شب شدم
مرا بپیچ در حریر بوسه ات
مرا بخواه در شبان دیرپا
مرا دگر رهــــــــــا مکن
مرا از این ستاره ها جــــدا مکن
ساکن واحد7شهرک
