ديگه موضوعش مشخصه دلتون هر چي ميخواد بگيد
اگه ناراحتيت يا خوشحاليد
دلگيريد يا نياز داريد كه با كسي حرف بزنيد بيايد اينجا
اينجا هميشه يكي هست به حرف دلتون گوش كنه
اگرم از هم ناراحتيت بيايد اينجا و با هم درميون بزاريد و حلش كنيد
ديگه موضوعش مشخصه دلتون هر چي ميخواد بگيد
اگه ناراحتيت يا خوشحاليد
دلگيريد يا نياز داريد كه با كسي حرف بزنيد بيايد اينجا
اينجا هميشه يكي هست به حرف دلتون گوش كنه
اگرم از هم ناراحتيت بيايد اينجا و با هم درميون بزاريد و حلش كنيد
تا تو بودی در شبم من ماه تابانداشتمرو به روی چشم خود چشمی غزلخوان داشتمگرچه حالا هیچ نذری عهده دار وصل نیستیک زمان پیشامدی بودم که امکان داشتمساده از (من بی تو میمیرم) گذشتی خوب منمن به این یک جمله ی خود سخت ایمان داشتمماجراهایی که با من زیر باران داشتیشعر اگر میشد قریب پنج دیوان داشتملحظه تشییع من از دور بویت میرسیدتا دو ساعت بعد دفنم همچنان جان داشتم
ساكن واحد 30
DG بخش تك آهنگ
پیک اول به سلامتی تو !
پیک دوم به سلامتی لبهات !
پیک سوم به سلامتی این خـــانه !
پیک چهارم.....
نه ! کافیست ...
همین پایین بمان...
من به اندازه کافی مستم از سکوتت !
دیگر به تو فکر هم نمیکنم
گناه است
چشم داشتن به مال غریبه ها
__________________________________________________
سیگارم چه خوب درک می کند مرا...
وای که چه زیبا کام میدهد...
این نو عروس هر شب تنهایی هایم...
لباس سپیدش را تا صبح برایم می سوزاند...
و من تا صبح بر لبانش بوسه می زنم...
چه لذتی می برم از این همخوابگی...
او از جان مایه می گذارد و...
من از عمر...
هر دو می سوزیم به پای هم.
وقتـــی مــــــرا " شمــــا " خطابــ میکنی!
یا اقای .......
منــــی که تـا دیــــروز عـــــــــــزیز دلـتــــــــ . بودم.....
درد دارد ،
درد . .
دلم پر است،
پر پر پر...
آنقدر که گاهی اضافه اش از چشمانم می چکد!
باید خودم را ببرم خانه!
باید ببرم صورتش را بشویم...
ببرم دراز بکشد...دلداریش بدهم،که فکر نکند...
بگویم نگران نباش،میگذرد...
باید خودم را ببرم بخوابد...
"من" خسته است...!!!
اینجا سرزمینی است که پشت دوستت دارم ها هم نوشته:
ساخت چین!!!
شهرک قرمزته... واحد 56
اگرچه نزد شما تشنه سخن بودم
کسی که حرف دلش را نگفت من بودم...
خنــدیدن خــــوبه
قهقهه عالیــــه
گریه آدمو آروم می کنه
اما...
لعنــت بر بغــــض
****
این روزا حالم خوب نیست
همش دلم میریزه ، دلم میلرزه
همش بغض دارم...
چه حس آشنایی !
چند ماه پیش بود که همین حس رو داشتم
و اون روزا داره تکرار میشه
؟
بَعضے ـآ رُو بآیَد اَز تو رُویآتْ بــِڪشے بیرونُ
مُحڪَـــمْبغلِشْ ڪُنے ،
بَعد آروم دَرِ گوشِش بــِگے :
آخــﮧ تو چــرا وآقِعے نیسےلامَّصَبـْ. .. !!؟
✖ گفتــﮧ بوבﮮ فـבآﮮ ِ בلـــ ـتآن بشوז بآنو ;
✖ בلـז رآ בیده اﮮ تآزگیهــ ـآ؟ ..
با تو نیستم
تو نخوان
با خودم زمزمه میکنم
.
.
.
من خوبم ....من آرامم......من قول داده ام
فقط کمی
تو را کم اورده ام
یادت هست؟ میگفتم در سرودن تو ناتوانم؟ واژه کم می اورم برای گفتن دوستت دارمها؟
حالا تـــمــــــــام واژه ها در گلویم صف کشیده اند
با این همه واژه چه کنم؟
تکلیف اینهمه حرف نگفته چه می شود؟
باید حرفهایم را مچاله کنم و بر گرده باد بیاندازم
باید خوب باشم
من خوبم ....من آرامم......من قول داده ام
فقط کمی
بی حوصله ام
آسمان روی سرم سنگینی میکند
روزهایم کش امده
هر چه خودم را به کوچه بی خیالی میزنم
باز سر از کوچه دلتنگی در میاورم
روزها تمام ابرهای اندوه در چشمان منند ولی نمی بارند
چون
من خوبم ....من آرامم......من قول داده ام
تمام خنده هایم را نذر کرده ام که گریه ام نگیرد
اما شبها..
وای از شبها
هوای آغوشت دیوانه ام میکند
موهایم بد جوری بهانه دستانت را میگیرند
تک تک نجواهای شبانه ات لا به لای موهایم مانده اند
کاش لا اقل میشد فقط شب بخیر شبها را بگویی تا بخوابم
لالایی ها پیشکش
من خوبم ....من آرامم......من قول داده ام
فقط نمیدانم چرا هی آه میکشم
آه
و
آه
و بازم آه
خسته شدم از این همه آه
شبها تمام آه ها در سینه منند
ان قدر سوزناک هستند که می توانم با این همه آه دنیا را خاکستر کنم
اما حیف که قول داده ام
من خوبم ....من آرامم......
فقط کمی دلواپسم
کاش قول گرفته بودم از تو
برای کسی از ته دل نخندی
می ترسم مثل من عاشق خنده هایت شود
حال و روزش شود این...
تو که نمی مانی برایش آنوقت مثل من باید
آرام باشد .....خوب باشد..... قول داده باشد
بیچاره..
.................................................. .
نترس باز شروع نمیکنم اصلا تمام نشده که بخواهم شروع کنم
همین دلم برایت تنگ شده را هم به تو نمی گویم
تو راحت باش
من خوبم ....من آرامم......
آخر من قول داده ام که آرام باشم
باورت می شود؟ من خوبم
دیگر به تو فکر هم نمیکنم
گناه است
چشم داشتن به مال غریبه ها
__________________________________________________
سیگارم چه خوب درک می کند مرا...
وای که چه زیبا کام میدهد...
این نو عروس هر شب تنهایی هایم...
لباس سپیدش را تا صبح برایم می سوزاند...
و من تا صبح بر لبانش بوسه می زنم...
چه لذتی می برم از این همخوابگی...
او از جان مایه می گذارد و...
من از عمر...
هر دو می سوزیم به پای هم.
وقتـــی مــــــرا " شمــــا " خطابــ میکنی!
یا اقای .......
منــــی که تـا دیــــروز عـــــــــــزیز دلـتــــــــ . بودم.....
درد دارد ،
درد . .
✘𝓈𝒶𝒢𝓀𝓲✘ (02-22-2012)
دوست دختر
یه دوست پسر هم نداریم بهمون پیشنهاد بیشرمانه بده حتی ماهم کلی کولی بازی در بیاریم
یه دوست پسر هم نداریم بهمون قول شرف بده که صبح جمعه از خوابش میزنه و میریم بیرون
...
یه دوست پسر هم نداریم به انداره مصرف یه هفته مون از ماشینش دستمال کاغذی برداریم
یه دوست پسر هم نداریم مجبورش کنیم اسم مارو رو بازوش خالکوبی کنه
یه دوست پسر هم نداریم با وضع فجیع بریم بیرون همه بگن تو چرا این شکلی شدی بگیم اونی که باید بپسنده پسندیده
یه دوست پسر هم نداریم قاصدک ببینیم بپریم روش بگیم وای ازش خبر آورده
یه دوست پسر هم نداریم از سربازی معاف باشه هر روز بهش بگیم سربازی واسه تو لازم بود خیلی لوس بار اومدی
یه دوست پسر هم نداریم آکات بزنیم به خودمون بگه وای عزیزم بوی شَنِل میدی
یه دوست پسر هم نداریم شارژ ایرانسل بده بهمون بگه خطت رو شارژ کن زود به خودم زنگ بزن
یه دوست پسر هم نداریم هر روز بهش بگیم ای کاش رشد عقلتم مثل رشد سیبیلت بود
یه دوست پسر هم نداریم همیشه حرفمون رو گوش کنه نه فقط موقعی که بهش می گیم دیگه به من زنگ نزن
یه دوست پسر هم نداریم بگه چه خبر عزیزم بگیم داری بابا می شی
یه دوست پسر هم نداریم هی واسش از جذابیت آقایون کچل بگیم که آخر سر بره دونه دونه موهاشو بکنه جذاب شه
یه دوست پسر هم نداریم هی بهش بگیم من ۶ تا خواستگار دکتر دارم زود باش تکلیف منو روشن کن
یه دوست پسر هم نداریم که دیگه هی نگیم من به عشق اعتقادی ندارم
یه دوست پسر هم نداریم هی انگشتمونو بزنیم به پهلوش دو متر بپره بخندیم بهش
یه دوست پسر هم نداریم با شماره دوستش امتحانمون کنه ما هم سربلند از امتحان بیایم بیرون
یه دوست پسر هم نداریم وقتی ناراحتیم الکی از این حرف های امید دهنده بزنه مثلاً همه چی آرومه و اینا
یه دوست پسر هم نداریم بهش بگیم می خوام پراید بخرم بگه بقیه پولشو من می دم ۲۰۶ بخر
یه دوست پسر هم نداریم که ثانیه به ثانیه یادآوری کنه که ما فقط دوستای معمولی هستیم
یه دوست پسر هم نداریم خودمونو واسش لوس کنیم بگه خبه خبه ادای احمق ها رو در نیار
یه دوست پسر هم نداریم یه کم شعور داشته باشه به شعورش توهین کنیم
یه دوست پسر هم نداریم بهمون بگه مواظب خودت باش از پیاده رو برو رسیدی خونه تک بزن
یه دوست پسر هم نداریم نگران این باشیم که یه وقت تو برنامه هاش سفر یه هفته ای به تایلند نزاره
یه دوست پسر هم نداریم وقتی عصبانی هستیم با فامیل صداش کنیم مثلاً گوش کن آقای فلانی
یه دوست پسر هم نداریم برادرزاده ی ۷ سالمون نیاد بگه عمه فکر کنم هیشکی تورو دوست نداره
یه دوست پسر هم نداریم سرما بخوره هی قربون صدقه صدای گرفتش بریم
یه دوست پسر هم نداریم اس ام اس عاشقونه بفرسته واسمون به جای جواب عاشقونه گیر بدیم این اس ام اس رو کی برات فرستاده؟هـــــــــــــا
یه دوست پسر هم نداریم شب ها آرزوی وصال کنه روزها آرزوی فراق
یه دوست پسر هم نداریم بدونه اس ام اس رو فقط نمی خونن بلکه جواب هم میدن
یه دوست پسر هم نداریم هی سفر کاری با دوستاش بره شمال
یه دوست پسر هم نداریم از ترس ترور شخصیتی بخاطر سیبیل هامون هر دو روز یه بار بریم آرایشگاه
یه دوست پسر هم نداریم تو خیابون گربه ببینیم بپریم بغلش بگیم وای ببخشید از ترس بود
یه دوست پسر هم نداریم درک صحیحی از زمان داشته باشه.میگه ۵ دقیقه دیگه زنگ می زنم هفته ی بعد زنگ نزنه
یه دوست پسر هم نداریم وقتی میگیم داره واسم خواستگار میاد ناراحت بشه نگه چه خوب
یه دوست پسر هم نداریم هر روز بهش بگیم تو دیگه مرد شدی وقت زن گرفتنته
یه دوست دخترهم نداریم هر وقت میره مسافرت شارژر گوشیشو جا بزاره تا برگرده گوشیش خاموش باشه هر غلطی خواست بکنه
![]()
دیگر به تو فکر هم نمیکنم
گناه است
چشم داشتن به مال غریبه ها
__________________________________________________
سیگارم چه خوب درک می کند مرا...
وای که چه زیبا کام میدهد...
این نو عروس هر شب تنهایی هایم...
لباس سپیدش را تا صبح برایم می سوزاند...
و من تا صبح بر لبانش بوسه می زنم...
چه لذتی می برم از این همخوابگی...
او از جان مایه می گذارد و...
من از عمر...
هر دو می سوزیم به پای هم.
وقتـــی مــــــرا " شمــــا " خطابــ میکنی!
یا اقای .......
منــــی که تـا دیــــروز عـــــــــــزیز دلـتــــــــ . بودم.....
درد دارد ،
درد . .
آنقدر دلگيرم از تو
كه با هيچ اشكي
دلم باز نمي شود !
میبینی برادر، میبینی که ماندهام. توان رفتنم نیست. هنوز هم التهاب آنروزها با من است و زمان، نبودن تو را بیشتر میکند. کجاست عادت خاک؟ کجاست سردیاش که مرا نمیگیرد. باور دارم که هستی. هنوز منتظرم که چشمان منتظر تو را ببینم، سایه مانده روی دیوار اتاقت غریب است و غریبی میکند. هنوز بغضم میشکند وقتی عقربهها میرسند به وقتی که قلبت ایستاد و قامت بلندت ترک خورد... تو سفر نکردهای که در انتظار بازگشتت باشم؛ در آن دور دستها نماندهای که چشم به افق ناپیدا بدوزم؛ تو به افسانهها تعلق نداری که در خیال و رؤیا تصورت کنم؛ گم نگشتهای که جستجویت کنم؛ تو سفر نکردهای که چشم انتظار بازگشتت باشم؛ تو روی برنگرداندهای که شکوه از بیاعتناییات داشته باشم؛ تو در کنار منی و من سرمست از عطر حضور تو؛ تو حاضری و من سرخوش از گرمای دستان برادرانهات؛ چه سخت است مرگ برادر
![]()
خوب میدانم یک روز خفه میشوم از بس دردهایم را نجویده قورت میدهم
باز هـــــم خیال تو
مرا
"برداشــــت"
کجا میبرد نمیدانم!
آهــــای ...
بازی ات که تمـــــــــام شد...
مرا دوباره
با همین لباس بی قــــــــراری دیدن دوباره ات
بر سر شعرهـــــــــــایم بنشان!!!
میبینی برادر، میبینی که ماندهام. توان رفتنم نیست. هنوز هم التهاب آنروزها با من است و زمان، نبودن تو را بیشتر میکند. کجاست عادت خاک؟ کجاست سردیاش که مرا نمیگیرد. باور دارم که هستی. هنوز منتظرم که چشمان منتظر تو را ببینم، سایه مانده روی دیوار اتاقت غریب است و غریبی میکند. هنوز بغضم میشکند وقتی عقربهها میرسند به وقتی که قلبت ایستاد و قامت بلندت ترک خورد... تو سفر نکردهای که در انتظار بازگشتت باشم؛ در آن دور دستها نماندهای که چشم به افق ناپیدا بدوزم؛ تو به افسانهها تعلق نداری که در خیال و رؤیا تصورت کنم؛ گم نگشتهای که جستجویت کنم؛ تو سفر نکردهای که چشم انتظار بازگشتت باشم؛ تو روی برنگرداندهای که شکوه از بیاعتناییات داشته باشم؛ تو در کنار منی و من سرمست از عطر حضور تو؛ تو حاضری و من سرخوش از گرمای دستان برادرانهات؛ چه سخت است مرگ برادر
![]()
خوب میدانم یک روز خفه میشوم از بس دردهایم را نجویده قورت میدهم
برایم سیگاری آتش بزن
میان لبهایم بگذار و دور شو...
پر از باروتم
باید خودم را ببرم خانه!
باید ببرم صورتش را بشویم...
ببرم دراز بکشد...دلداریش بدهم،که فکر نکند...
بگویم نگران نباش،میگذرد...
باید خودم را ببرم بخوابد...
"من" خسته است...!!!
اینجا سرزمینی است که پشت دوستت دارم ها هم نوشته:
ساخت چین!!!
شهرک قرمزته... واحد 56
خانه ام آتش گرفته ست ، آتشي جانسوز
هر طرف مي سوزد اين آتش
پرده ها و فرشها را ، تارشان با پود
من به هر سو مي دوم گريان
در لهيب آتش پر دود
وز ميان خنده هايم تلخ
و خروش گريه ام ناشاد
از دورن خسته ي سوزان
مي كنم فرياد ، اي فرياد ! ي فرياد
خانه ام آتش گرفته ست ، آتشي بي رحم
همچنان مي سوزد اين آتش
نقشهايي را كه من بستم به خون دل
بر سر و چشم در و ديوار
در شب رسواي بي ساحل
واي بر من ، سوزد و سوزد
غنچه هايي را كه پروردم به دشواري
در دهان گود گلدانها
روزهاي سخت بيماري
از فراز بامهاشان ، شاد
دشمنانم موذيانه خنده هاي فتحشان بر لب
بر من آتش به جان ناظر
در پناه اين مشبك شب
من به هر سو مي دوم ، گ
گريان ازين بيداد
مي كنم فرياد ، اي فرياد ! اي فرياد
واي بر من، همچنان ميسوزد اين آتش
آنچه دارم يادگار و دفتر و ديوان
و آنچه دارد منظر و ايوان
من به دستان پر از تاول
اين طرف را مي كنم خاموش
وز لهيب آن روم از هوش
ز آندگر سو شعله برخيزد، به گردش دود
تا سحرگاهان، كه مي داند كه بود من شود نابود
خفته اند اين مهربان همسايگانم شاد در بستر
صبح از من مانده بر جا مشت خاكستر
واي، آيا هيچ سر بر ميكنند از خواب
مهربان همسايگانم از پي امداد ؟
سوزدم اين آتش بيدادگر بنياد
ميكنم فرياد ، اي فرياد ! اي فرياد
مرحم زخم های کهنه ام کنج لبان توست!
بوسه نمیخواهم،چیزی بگو.
امشب هم گذشت و کــسی مآرآ نکُشـت
+من محتاج درک شدن نیستم ... دردم می آید خر فرض شوم
نمی خواهم بعد از مرگم به احترامم یک دقیقه سکوت کنی ...اکنون که زبانت نیش دارد ، دهنت را ببند!!
سآکـن ِ واحد 7 شهرک
در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)
;کاربران خواننده این موضوع : 82فعالیت : (نمایش-خوانندگان)
علاقه مندی ها (Bookmarks)