این تاپیک رو با این عنوان انتخاب کردم که هر کسی میخواد بیاد و چند خطی برای پرسپولیس و فقط پرسپولیس بنویسه...
ازین تاپیک در مجله قرمزته هم استفاده میشه...
امیدوارم استقبال بشه....
این تاپیک رو با این عنوان انتخاب کردم که هر کسی میخواد بیاد و چند خطی برای پرسپولیس و فقط پرسپولیس بنویسه...
ازین تاپیک در مجله قرمزته هم استفاده میشه...
امیدوارم استقبال بشه....
ویرایش توسط irana : 09-10-2011 در ساعت 11:51
10 بازی هم ببازیم : به پرسپولیس مینازیم
" پرسپـــولیـــس تــو از کــدام آســمــان باریــدی؟! "
بوي باران ميدهي و من تنهايي ام را در ته صداي سفيدت حس ميكنم!
و اينكه تو ... عجيب بوي تنهاييهاي مرا ميدهي...
يك بغض از من يك مشت تنهايي از تو كافيست براي تقسيم كردن دردهايي كه ريشه هايشان مشترك است...
خوشحالم كه تا اطلاع ثانوي ساکن سمت چپ و بيقرار وجود مني...
بغض كني هم شكل گريه ام... تنهايي را رسم كني ،شبيه يك كاغذ خط خطي مچاله شده ام...
پس بخند... آنقدر بلند كه غمهاي دل من هم پا به فرار بگذارند...
امشب به خوابم بيا ...
كلي حرف نگفته ي دوتايي دارم
فقط براي خودت...
به اندازه ی روزهایی که نفهمیدی کجای دلمی!!!
ساکن پلاک 1 شهرک قرمزته
روزهایی نارنجی همه تمام شدند....
قرار بود همانطور که ازاول قصه پیدا بودی تا آخر بمانی....
همان پیدای پنهانی بودی که ازسردی دستانت می ترسیدم...
قلبها یخ کرده٬می دانی؟؟؟
باکدوم طلوع وکجا٬غروب دردهای من رابه فراموشی بی خیالی چشمانت سپردی؟...
می دانی....
همیشه آخرتمام قصه ها بد تمام می شود...
وعشق ....آنجا که نباید بشکند ٬می شکند........!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
10 بازی هم ببازیم : به پرسپولیس مینازیم
" پرسپـــولیـــس تــو از کــدام آســمــان باریــدی؟! "
بوي باران ميدهي و من تنهايي ام را در ته صداي سفيدت حس ميكنم!
و اينكه تو ... عجيب بوي تنهاييهاي مرا ميدهي...
يك بغض از من يك مشت تنهايي از تو كافيست براي تقسيم كردن دردهايي كه ريشه هايشان مشترك است...
خوشحالم كه تا اطلاع ثانوي ساکن سمت چپ و بيقرار وجود مني...
بغض كني هم شكل گريه ام... تنهايي را رسم كني ،شبيه يك كاغذ خط خطي مچاله شده ام...
پس بخند... آنقدر بلند كه غمهاي دل من هم پا به فرار بگذارند...
امشب به خوابم بيا ...
كلي حرف نگفته ي دوتايي دارم
فقط براي خودت...
به اندازه ی روزهایی که نفهمیدی کجای دلمی!!!
ساکن پلاک 1 شهرک قرمزته
رویای روزهای سرخم ....
و شعر را آنقدر می کشم
تا شکل چشمهایت به هم آید
شعری که شکل چشمهای تو باشد
شعار خواهد شد
در صبح انقلاب عشق
و تو را واژه به واژه می شود بویید
می شود نامکتوب خواند
می شود ناشنیده از بر بود
مرا به نام خودت بخوان
تا با اسمت
یک فصل را
در هوای تو تنفس کنم پرسپولیسم...
10 بازی هم ببازیم : به پرسپولیس مینازیم
" پرسپـــولیـــس تــو از کــدام آســمــان باریــدی؟! "
بوي باران ميدهي و من تنهايي ام را در ته صداي سفيدت حس ميكنم!
و اينكه تو ... عجيب بوي تنهاييهاي مرا ميدهي...
يك بغض از من يك مشت تنهايي از تو كافيست براي تقسيم كردن دردهايي كه ريشه هايشان مشترك است...
خوشحالم كه تا اطلاع ثانوي ساکن سمت چپ و بيقرار وجود مني...
بغض كني هم شكل گريه ام... تنهايي را رسم كني ،شبيه يك كاغذ خط خطي مچاله شده ام...
پس بخند... آنقدر بلند كه غمهاي دل من هم پا به فرار بگذارند...
امشب به خوابم بيا ...
كلي حرف نگفته ي دوتايي دارم
فقط براي خودت...
به اندازه ی روزهایی که نفهمیدی کجای دلمی!!!
ساکن پلاک 1 شهرک قرمزته
پرسپولیسم امروز هم نگاهت معصومانه بود آمدم تا بگویم همراهت هستم در روزهای تلخ بیشتر...
من بی تو دنیا را هم نمیخواهم ...
آن قدر می روم که زمین تمام شود،جاده تمام شود و خودم بمانم و تمام ته کشیده های دنیا، و تو...
و خدا با یک نی بلند مرا بخورد،مثل آب پرتقالی که هورت می کشم ما با همیم پرسپولیس میخواهم با تو قدم بردارم آن
قدر از همه دور می شوم که انگار هیچ وقت دوست نزدیکی نداشته ام،مدرسه ی نزدیکی نداشته ام...
هیچ حس نزدیکی... جز تو ..
هیچ تفاهمی با کسی جز تو نداشته ام ...
آن قدر میرویم منو تو که همه جز خدا گممان کنند ...
من اینجایم زیر این تیر برق...زیر این باران...زیر این فشارهای دخترانه! زیر این نگاه های تیغ دار،در پرت ترین جای پل...زیر مرگ... ولی با تو خوشم ...
آن قدر میروم که هر جا واژه ی «رفتن» را دیدنت ،زیر پایشان خالی شود،و درد به در دنبالمان برگردند
کوله ام پر است...پر از آب معدنی! عجب سرمایی حس میکنم
ولی من همچنان زیر باران،توی جاده،نفس...نفس...نفس...نه...کم نمی آورم، تا تهش با تو می آیم ..
فرار ...
فرار کنم از تو ؟ تو که خود منی پرسپولیس ...نمیشود که از خودم فرار کنم ..از تو که دفعه ی آخر قول دادی میشوی همان زلزله و بعدش به دلت چشمک
زدی، که همراهش کردم دخترک تنهای سرزمین سرخ را از تو که هیچ وقت....هیچ وقت....هیچ... وقت نذاشتی ازتو دور شوم ...
حالا آن قدر دور میرویم که دهانشان از این رو کم کنی مان باز بماند. هر کس میخواهد خودش را پرت کند توی خاطرات ما جا داریم هنوزم ...
تب دارم و کمی بغض...کمی درد...کمی....و فقط کمی کلمه،که دارم پرپر میکنم ...
هوا خیلی سرد است پرسپولیس ولی نمیگذارم تو سرما بخوری تو هنوز راه طولانی داری باید گرم و پر انرژی بمانی ....
ویرایش توسط irana : 01-25-2012 در ساعت 19:18
10 بازی هم ببازیم : به پرسپولیس مینازیم
" پرسپـــولیـــس تــو از کــدام آســمــان باریــدی؟! "
بوي باران ميدهي و من تنهايي ام را در ته صداي سفيدت حس ميكنم!
و اينكه تو ... عجيب بوي تنهاييهاي مرا ميدهي...
يك بغض از من يك مشت تنهايي از تو كافيست براي تقسيم كردن دردهايي كه ريشه هايشان مشترك است...
خوشحالم كه تا اطلاع ثانوي ساکن سمت چپ و بيقرار وجود مني...
بغض كني هم شكل گريه ام... تنهايي را رسم كني ،شبيه يك كاغذ خط خطي مچاله شده ام...
پس بخند... آنقدر بلند كه غمهاي دل من هم پا به فرار بگذارند...
امشب به خوابم بيا ...
كلي حرف نگفته ي دوتايي دارم
فقط براي خودت...
به اندازه ی روزهایی که نفهمیدی کجای دلمی!!!
ساکن پلاک 1 شهرک قرمزته
خدایاااااااااااااااااااا
اگه هستی
به من گوش بدهههههههههههههههههههههه
خدایا غلط کردم
خدایا غلط کردم برای این روزاست
خدایا
خ بچگی کردم
تو ببخش
ما
حقیقی خودمونو میخوایم
خدایا کی جواب مارو میده کی؟
کــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــــــــــ ــــــــــــــــــــــــی ـــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــــــــــ ـ؟
دخترکان تن- فروش،
مادران سیاه پوش،
کاسبان دین فروش،
محراب های فرش پوش،
پدران کلیه فروش،
زبان های عشق فروش،
انسانهای آدم فروش،
همه رامی بینی؟!
می خواهم یک تکه آسمان کلنگی بخرم،
دیگر زمینت بوی زندگی نمی دهد رفیق…!!!
خدایا چقدر میگیری شب اول قبر بذاری جای سوال و جواب من ازت بپرسم؟!
*
و پدر در بند است***چه کسی نان به سر سفره بیارد حالا؟
ولی افسوس اسیرند هنوز***طوقی و ریزعلی و نان وپدر
حسنک این دفعه پیدایش نیست***گاو اسب و سگ بزغاله صدایش میزنند
در کتابم اثری از پدرم کوروش نیست***نکند خانه به یغما دادیم
چه کسی خواست که ویران بشود ایرانم
خانه اش ویران باد!!!
پرسپولیسم !
هر روز پریشان ترت میشوم مستانه
تو هم عاشق ترم میکنی رندانه ...
پرسپولیسم !
در سکوت تنهایی چقدر با هم حرف زدیم
چه زود خسته شدی
خسته شدی یا خسته ات کردن ؟
برای تو فرقی نمیکند
ولی برای من چرا ...
خنــدیدن خــــوبه
قهقهه عالیــــه
گریه آدمو آروم می کنه
اما...
لعنــت بر بغــــض
****
این روزا حالم خوب نیست
همش دلم میریزه ، دلم میلرزه
همش بغض دارم...
چه حس آشنایی !
چند ماه پیش بود که همین حس رو داشتم
و اون روزا داره تکرار میشه
همیشه برای شکستن تبر لازم نیست...
گاهی این آدمکها با حرفهایشان چنان تیشه به ریشه ات میزنند که سنگینی زخمهایشان از هزار تا تبر بدتر است...
پرسپولیسم!
حکایت این روزهای من حکایت زخم و گریه و گلایه است شبیه روزهای تو...
چقدر شبیه هم شده ایم این سالهای معلق نچسب...
حتی نوشتنم هم نمی آید...
دلم میخواهد تمام دنیا را با همه مخلفاتش یکجا بالا بیاورم...
هی زخم... هی آشنا... هی زخم ... هی آشنا...
و تو هی سکوت...
و من هم سکوت...
پرسپولیسم!
مبادا فکر کنی تمام این غمنامه برای یک باخت 4-2 تکراریست ها...
نه...
به جان دلهای مشترکمان نه...
باخت که چیزی نیست...
اولین باختمان هم که نیست...
اما...
اما کوچک شمردن چشمانت خیلی گران تمام میشود برای شب گریه های من...
چقدر احمقند تمام کسانی که فکر میکنند چشمانت را که پس بزنند...
دلت را زیر خنده های مضحکشان بیندازند میتوانند تو را از من و من را از تو بگیرند....
خسته ام...
خیلی خسته...
درست مثل خودت...
دلم یک خواب مشترک میخواهد... کنارت...
سر روی شانه هایت بگذارم و یک دل سیر بخوابم و...
بخوابم و دوباره رویای بهار و باران و خدا را ببینم!
کنار تو... بخوابم و وقتی که بیدار میشوم دوباره تو باشی و روزاهای پر التهابی که التهابشان از سوزش زخم نباشد و از هیاهوی چشمان عمیق پر از حرف تو باشد...
پرسپولیسم!
کاش خوابمان بگیرد و وبیداریمان خود سبزی خدا و سرخی خنده های من و تو باشد... کاش...
ویرایش توسط tirbehesht : 01-28-2012 در ساعت 17:12
باید خودم را ببرم خانه!
باید ببرم صورتش را بشویم...
ببرم دراز بکشد...دلداریش بدهم،که فکر نکند...
بگویم نگران نباش،میگذرد...
باید خودم را ببرم بخوابد...
"من" خسته است...!!!
اینجا سرزمینی است که پشت دوستت دارم ها هم نوشته:
ساخت چین!!!
شهرک قرمزته... واحد 56
آقای مظلومی حرف دهانت را بفهم!!!
مدتی بود به دلیل اتفاقات اسفناک فوتبال ایران قلم سرخم را کنار گذاشته بودم تا مجبور به نوشتن ناپاکی های لیگ فوتبالی که هر روز در حال سقوط است نشوم.
اما برخی افراد ادعاهایشان گوش فلک را پاره کرده است و ساکت ماندن در مقابل حرف هایشان صبر ایوب میخواهد.
چند روزیست آقای مظلومی سرمربی پر اداعای آبی ها هر دقیقه مصاحبه می کند و حرف های خنده داری می زند گویا باور کرده که مربی بزرگی شده است.
اما علی (ع) می فرمایند: (( اول فکر کنید بعد صحبت کنید)) کاری که این روزها آقای مظلومی انجام نمی دهد و هرچه میخواد می گوید.
آقای مظلومی در مصاحبه ی جالب حتی سرمربی بزرگ تیم ملی را هم مورد هدف قرار داده و عنوان کرده است "آقای کی روش حواسش را جمع کند نه من"
هنوز مردم فوتبال دوست ایران از شوک اتفاقات دواری بازی استقلال و تراکتور بیرون نیامده اند که آقای مظلومی با لبخند موزیانه میگوید این اتفاقات جزئی از فوتبال است.
در حالی که پس از شکست مقابل مس کرمان به جای قبول باخت، همه کاسه کوزه ها را سر داور بی گناه آن مسابقه شکست.
دیگر عادت کردیم به حرف های مرد پر ادعای فوتبال ایران که هر وقت مسابقه ای را پیروز می شود میگوید ((تیم من عالی بود، در مورد داوری صحبت نمیکنم)) و هر وقت مسابقه ای را بازنده می شود میگوید: ((من 4تا دربی را بردم،داور سر مارا برید،زمین خراب بود)).
گویا هنوز عقده ی 6تایی شدن آبی ها از دل پرویز خان بیرون نرفته است که هروز برای سرخ های پایتخت کری می خواند و می گوید دنبال لقب جدید برای من باشید و چه خوب سلطان قرمزها با سکوت خود و بازیکنانش جواب این مرد پر ادعا را می دهند، سکوتی که تنها یک معنی دارد و آن هم یعنی: جواب ابلهان خاموشیست.
آقای مظلومی بهتر است قبل از صحبت کردن در مورد سرمربی تیم ملی کمی فکر کنی که تو کجا و آقای کی روش کجا!
کجای دنیا مربی که تنها افتخارش قهرمانی غرب آسیا با تیم ملی ایران است در مورد بزرگانی چون کی روش و دنیزلی صحبت میکند پیدا می شود؟
بهتر است این مرد پر ادعا بداند که زمین گرد است و شب نزدیک.
معمولا آدم های کوچیک بعد از رسیدن به یک موفقیت کوتاه مدت خودشان را گم می کنند و خود را علامه ی دهر می دانند که آقای مظلومی کوچک نیز از این قاعده مستثنی نیست.
باید منتظر صحبت های دیگر آقای مظلومی ماند زیرا او به جای اینکه بیشتر به فکر تیمش باشد به فکر کری خواندن است
با ما همراه باشید تا جدیدترن مصاحبه ها آقای مظلومی که مانند نرخ ارز دقیقه ای بالا می رود در اختیارتان قرار دهیم...
محسن میلانی
گیرم كه باخته ام اما ....
كسی جرأت ندارد به من دست بزند
یا از صفحه بازی بیرونم بیندازد
شوخی كه نیست،..
من شاه شطرنجم..
-------------------------------------
چه خوش گفت فردوسی پور در نود / که قرمز به آبی برنده شود
میازار اس اس که کیسه کش است / که دل دارد و بر همینش خوشست
چو شش تا بخوردست از روزگار / دگر آبیان را نماندست قرار
تو کز محنت دسته سه بی غمی / سرافراز و سرخی، بخندا همی
توانا بود هرکه قرمز بود / ز شیشتا دل شیر غران بود !
مهمان این هفته ی برنامه ی معرفی هواداران پرسپولیس در قرمزته
>>>رامین<<<
pedram1899 (01-31-2012), saeid (02-11-2012)
پرسپولیسم سلام... هنوز هم تقلای تمام نگاههایم به سمت و سوی چشمانت می چرخد...
از بغض یک گریه تا مرزفریادکشیدن ها .. ازیک دنیا صبوری تاهزارو یک شب قصه شدن ها...
من با پروانگی ها سوختم تا با تو باشم!!!
این روزها گاهی مهربان می شوی و نگاهم میکنی وگاهی پنچره را می بندی هیچ
؛بگو با اینهمه پرده های
کشیده شده ی آدمکها که نگاهت را از من می گیرند چه کنم!!
بیا مهربان!! ببین من هنوز هم ازعطرتمام لحظه هایی که به پای تونشستم خوشم!!
به پای تمام آن نگاههایی که دنیای من را به آتیش سرخ می کشاند...
پرسپولیسم تو ازدیروز هم بیشترمن را میخواهی و من بیشتر ازدیروز غرق تمام خواستنهای بی انتهای تو شده ام!!
بیا باز هم دستهایت رابه من بده...
من که دستهایم همیشه سمت تو دراز بوده است...
پرسپولیسم مبادا من باشم و تو میان آدمکها احساس غریبگی کنی...
اینجا برای میلیونها دل , تودلیل شدی !! میلیونها دلی که با اسم تو به تپش می آیند...
پرسپولیسم یک چیز را میدانی؟ خنده هایت راخیلی دوست دارد دلم...
پس بی خیال بعضی از بازی این آدمها...خیال من و تو خوش....
10 بازی هم ببازیم : به پرسپولیس مینازیم
" پرسپـــولیـــس تــو از کــدام آســمــان باریــدی؟! "
بوي باران ميدهي و من تنهايي ام را در ته صداي سفيدت حس ميكنم!
و اينكه تو ... عجيب بوي تنهاييهاي مرا ميدهي...
يك بغض از من يك مشت تنهايي از تو كافيست براي تقسيم كردن دردهايي كه ريشه هايشان مشترك است...
خوشحالم كه تا اطلاع ثانوي ساکن سمت چپ و بيقرار وجود مني...
بغض كني هم شكل گريه ام... تنهايي را رسم كني ،شبيه يك كاغذ خط خطي مچاله شده ام...
پس بخند... آنقدر بلند كه غمهاي دل من هم پا به فرار بگذارند...
امشب به خوابم بيا ...
كلي حرف نگفته ي دوتايي دارم
فقط براي خودت...
به اندازه ی روزهایی که نفهمیدی کجای دلمی!!!
ساکن پلاک 1 شهرک قرمزته
"پرسپولیس" قسم اول و آخرم همین اسمه! همین ۳ هجای موزون ۸ حرفی! برای اونی
که بیرون گود نشسته و به دیوونه بازی های من و تو نگاه میکنه،درک عشق به یک تیم فوتبال غیرممکنه
اما تویی که با نفسات عطر گلسرخ رو منتشر میکنی و زمزمه ی شب و روزت این تیمه،میفهمی یعنی
چی وقتی میگم سه گل اون ده دقیقه ی افسانه ای،واسه یه عمر عشق بازی من کافیه...
تبریک! نه فقط بخاطر برد دربی که بعد از اون نتایج خیلی خوبی نگرفتیم...تبریک،بخاطر احساست
و اون قلب دریاییت که دلیل تپیدن و ایستادنش سرخ ترین عشق دنیاست...
تبریک به همه ی "قاسم" های ایران زمین که بی نهایت عاشق این سرخی هستند ...
10 بازی هم ببازیم : به پرسپولیس مینازیم
" پرسپـــولیـــس تــو از کــدام آســمــان باریــدی؟! "
بوي باران ميدهي و من تنهايي ام را در ته صداي سفيدت حس ميكنم!
و اينكه تو ... عجيب بوي تنهاييهاي مرا ميدهي...
يك بغض از من يك مشت تنهايي از تو كافيست براي تقسيم كردن دردهايي كه ريشه هايشان مشترك است...
خوشحالم كه تا اطلاع ثانوي ساکن سمت چپ و بيقرار وجود مني...
بغض كني هم شكل گريه ام... تنهايي را رسم كني ،شبيه يك كاغذ خط خطي مچاله شده ام...
پس بخند... آنقدر بلند كه غمهاي دل من هم پا به فرار بگذارند...
امشب به خوابم بيا ...
كلي حرف نگفته ي دوتايي دارم
فقط براي خودت...
به اندازه ی روزهایی که نفهمیدی کجای دلمی!!!
ساکن پلاک 1 شهرک قرمزته
دلتنگم
از تو نوشتن همیشه عادتم بوده، از همان روزها که دوازده، سیزده سال بیشتر نداشتم و پر شر و شور بودم؛تا حالا که........
هنوز هم مینویسم از تو..........برای دل خودم.......اما نه مثل گذشته ها پر سر و صدا!!
ضربه های روزگار ساکتم کرده...
این روزها یک دلواپسی عمیق بزرگ دارم که دوست دارم از خودم هم قایمش کنم چه برسد به این آدمکهای پوشالی به ظاهر دوست.
مدتهاست درک کرده ام مفهوم این جمله را :درد من درد من است.
دعا میکنم برای تمام شدن همه ی این بد بیاری ها و روبه راه شدن همه چیز....
دعا میکنم و میسپارم به خدا، جز این که کاری بلد نیستم!!!
وای پرسپولیس چقدر دلم میخواهد برگردم به روزهایی که تو، تنها دغدغه ی زندگیم بودی؛ نه!!! خیلی عقب تر.....
به روزهایی که بزرگترین اندوهم شکستن نوک مدادم بود....
کاش به آن روزها برگردم. کاش.............
دلتنگم خیلی بیشتر و بزرگتر از همیشه، دلتنگ روزهای سپیدی که بی رنگ شد!شاید هم سیاه!!!
چه فرقی میکند؟؟!!سفید که نماند دیگر بی رنگ و سیاهش فرقی نمیکند.
میان اینهمه دل آشوبی که دلیلش را فقط خودم میدانم و خودم؛ دلم برای یک لحظه خندیدنت لک زده پرسپولیس..........
لااقل تو بخند.......تو بخند تا دلم دوباره تازه شود.
10 بازی هم ببازیم : به پرسپولیس مینازیم
" پرسپـــولیـــس تــو از کــدام آســمــان باریــدی؟! "
بوي باران ميدهي و من تنهايي ام را در ته صداي سفيدت حس ميكنم!
و اينكه تو ... عجيب بوي تنهاييهاي مرا ميدهي...
يك بغض از من يك مشت تنهايي از تو كافيست براي تقسيم كردن دردهايي كه ريشه هايشان مشترك است...
خوشحالم كه تا اطلاع ثانوي ساکن سمت چپ و بيقرار وجود مني...
بغض كني هم شكل گريه ام... تنهايي را رسم كني ،شبيه يك كاغذ خط خطي مچاله شده ام...
پس بخند... آنقدر بلند كه غمهاي دل من هم پا به فرار بگذارند...
امشب به خوابم بيا ...
كلي حرف نگفته ي دوتايي دارم
فقط براي خودت...
به اندازه ی روزهایی که نفهمیدی کجای دلمی!!!
ساکن پلاک 1 شهرک قرمزته
علاقه مندی ها (Bookmarks)