مصاحبه اختصاصی با مرد سه گله ی دربی ( ایمون زاید: خواهشا بوسم نکنید!)
زاید: اصلا استرس نداشتم
زدن سه گل در 10دقیقه پایانی دربی باعث شد تا ستاره بی چون و چرای این بازی لقب بگیرد. ایمون زاید با سابقه آقای گلی در لیگ ایرلند هتریک در بازی با استقلال را از این جهت که باعث خوشحالی هواداران این تیم شده بهترین لحظه فوتبالی زندگی اش می داند. خودش نمی دانست که بعد از 38 سال توانست رکورد هتریک کردن در دربی را بشکند و در تبریک بازیکنان متوجه این موضوع شد. مطابق تمام ایرلندی ها عاشق تیم سلتیک است و از زندگی در ایران هم راضی است. فوتبال را برای لذتی که از آن می برد بازی می کند و از اینکه مهاجم است و می تواند با گلزنی خوشحالی را با هواداران تقسیم کند خوشحالتر. ستاره بازی دربی روز گذشته ساعتی را میهمان تماشا بود و درباره این بازی صحبت کرد.
- فکرش را می کردی در دربی تهران موفق به هتریک شوی؟
نه، قبل از مسابقه حتی نمی دانستم جزو بازیکنان اصلی و حاضر در این بازی هستم یا خیر. نمی دانستم پایم به این بازی باز می شود یا نه. قبل از بازی مدیر باشگاه با من صحبت کرد و درباره اهمیت این بازی نکاتی را به من گفت. با صحبت های مدیر باشگاه اهمیت این مسابقه در ذهنم شکل گرفت و به آن پی بردم. - اینکه بتوانی گل بزنی بیشتر شبیه معجزه بود قبول داری؟
اعتقاد ندارم معجزه بود. بعضی اوقات اتفاقاتی در فوتبال می افتد که به هیچ وجه انتظارش را نداری. مخصوصا وقتی 10نفره هستی و دو بر صفر عقب هستی. اما من مطمئن بودم و به توانایی هایم اعتقاد داشتم. خوشحالم که توانایی ام را به نمایش بگذارم. - در زمان ورود به زمین دنیزلی چیز خاصی به تو گفت؟
من و مهدوی کیا همزمان آماده حضور در زمین شدیم. چیز خاصی به ما نگفت. گفت بروید و بهترین توانایی مان را نشان بدهیم. نمی دانم در آن زمان واقعا در ذهن مربی چه بود. من زمانی که آماده حضور در زمین شدم حتی استقلال احتمال داشت گل سوم را هم بزند. قطعا پیش بینی اینکه سه گل را بزنم نداشتم اما دوست داشتم خودم را به هواداران و مربی نشان بدهم. اعتماد به نفس بالایی داشتم و این خیلی به من کمک کرد. مهدوی کیا هم زمانی که به بازی آمد توانست فشار حملات را زیاد کند و به تیم کمک کرد. - اما به هر حال پرسپولیس با دو گل عقب بود و بیشتر هواداران از تو شناختی نداشتند و با تردید به این تعویض نگاه می کردند.
5دقیقه از حضورم گذشته بود که مهرداد اخراج شد. اخراجی که به نظرم صحیح نبود و این کار ما را سخت و غیر ممکن می کرد. مهرداد بهترین دوستم در پرسپولیس است و به من کمک زیادی کرد. او حرف های سرمربی را برایم ترجمه می کندو دوستی نزدیکی با یکدیگر داریم. اما در آن شرایط احساس کردم بازی تمام شده و ما بازی را باخته ایم. ولی زمانی که نوری پاس اول را به زیبایی برای من فرستاد امیدوار شدیم که کار را تمام کنیم. وقتی گل دوم زدیم فهمیدیم که می توانیم حتی برنده خارج شویم. این حس نه تنها در من بلکه در تمام بازیکنان به وجود آمد. - در بازی اول مقابل ذوب آهن امیدوار کننده نبودی و نمایش خوبی نداشتی. دلیلش چه بود؟
نمی دانم مردم از من چه انتظاری در بازی اول دارند. اولین بازی بود که در ترکیب بودم و 45دقیقه فرصت داشتم. قبول دارم که عملکردم عالی نبود و گل نزدم اما کسانی که از فوتبال شناخت دارند می دانند که زمان لازم است تا بازیکنی که تازه به تیم می آید به شرایط بازی برسیم. زمان لازم داشتم تا بازیکنان دیگر از من شناخت به دست بیاورند و اعتماد بین ما شکل بگیرد. - در چند بازی گذشته از تو زیاد استفاده نمی شد و مربی هم اعتماد لازم را به تو نداشت.
باید از مربی بپرسید چرا به من بازی نداده است. من با مربی صحبت کردم. دنیزلی به من گفت:" علت اینکه بازی نمی کنی این است که باید بیشتر تمرین کنی و به شرایط برسی." تمرین کردم و از بازیکنان شناخت پیدا کردم و این به من کمک کرد. قبل از اینکه مربی جدید بیاید من با مدیر باشگاه قرارداد بستم و او به من اعتماد داشت. هر چهار روز بازی داشتیم و فرصت نبود که مربی از من که شناخت کافی نداشت استفاده کند و من این را فهمیدم.
- با این اوضاع تو از شب به روز رسیدی و طرفداران از این بعد بیشتر صدایت می زنند.
علت اینکه فوتبال بازی می کنم این است که می خواهم تماشاگران و طرفداران را خوشحال کنم. من مهاجم هستم و گل می زنم. من خوشحال می شوم زمانی که خوشحالی هواداران را می بینم. شب بازی و زمانی که هوا سرد بود 60هزار نفر به استادیوم آمده بودند. مسلما از این تعداد 30هزار نفر متعلق به ما بود. این انگیزه مرا زیاد کرده بود و خیلی تحت تاثیر قرار گرفتم.
- از حسی که بعد از بازی داشتی صحبت می کنی؟
باور کنید شب نتوانستم بخوابم! رویاها و تصاویری که از بازی در ذهنم بود باعث شد نتوانم بخوابم. هنوز هم روی ابرها هستم و حس خوبی دارم. در ابتدای شب با افراد مهم زندگی ام حرف زدم. با خانواده و دوستم. سایت های کشور ایرلند را جستجو کردم. اطلاعاتی از این بازی گذاشته بودند. دوسایت ایرلندی از بازی من نوشته بودند. یکی نوشت:" زاید در بزرگترین دربی ایران هتریک کرد." و دیگری هم نوشته بود:" زاید ستاره بازی دیشب بود." خیلی خوشحال بودم. - تا حالا در دوران فوتبالت روزی بهتری از بازی با استقلال داشتی؟
بازی با استقلال بهترین روز فوتبالی ام بود. این بزرگترین هتریک زندگی ام بود. به جز این هتریک دو بار دیگر موفق شده بودم اما این یکی خیلی بهتر بود. - زمان گل اول مصادف بود با ناامیدی تماشاگران و آنها می خواستند بروند. متوجه این موضوع شده بودی؟
زمانی که در زمین بودم متوجه نشدم اما بازی که تمام شد و از روی کلیپ ها دیدم و متوجه شدم. در این بازی مهم که با دو گل عقب بودیم و یک بازیکن از تیم مان اخراج شده بود و هوای سرد دلایلی بود که می توان برای ترک استادیوم حق را به تماشاگران داد. - بعد از بازی جو رختکن و برخورد بازیکنان با تو چگونه بود؟
خیلی خوب بود. وقتی خوشحالی را در چهره شان دیدم برایم خیلی لذت بخش بود.
- گویا از اینکه از این بازی شناخت نداشتی به تو کمک زیادی کرده بود. چون بدون استرس یه زمین آمدی و به راحتی گل زدی. شاید اگر تحت تاثیر نام دربی بودی، اینقدر راحت گل نمی زدی.
شاید. نمی دانم اما من قبل از بازی به هیچ عنوان استرس نداشتم و خیلی ریلکس موزیک گوش می دادم. قبل از بازی خیلی ها پیشم آمدند و درباره این بازی حرف زدند ولی من اصلا استرسی نداشتم چون اگر بخواهیم با استرس بازی کنیم باید توپ هایمان را به در و دیوار بکوبیم.
- و همین آرامش روی گل سوم خیلی کمکت کرد.
بله. مهاجمی که یکی دو گل بزند اعتماد به نفسش چند برابر می شود و برای همین بود که می توانم روی آن توپ هر کاری کنم و به راحتی گل زدم. - با توجه به این شرایط اگر باز هم در دیدارهای بعدی نیمکت نشین شوی مشکلی نداری؟
من در حال حاضر می خواهم از فوتبال لذت ببرم و در چند روز آینده هم لذت می برم و به چیز دیگر فکر نمی کنم. در بازی بعدی برایم این مسئله که ببریم خیلی مهمتر است. اینکه بازی کنم یا نه به نظر مربی بستگی دارد. از این خوشحالم که به مربی نشان دادم چه توانایی هایی دارم و می توانم چه کارهایی انجام دهم. در نهایت او تصمیم می گیرد که چند دقیقه بازی کنم. - تصویری که قبل از حضور در ایران داشتی چگونه بود و الان چگونه است؟
من در ایرلند که کشوری نزدیک انگلیس است زندگی می کردم. در اخبار و روزنامه ها چیزهای زیادی درباره ایران می خواندم و می شنیدم. خیلی ها می گفتند که ایران امن نیست و... و خیلی ها هم نظر عکس داشتند. این مسائل باعث شد وقتی که به ایران آمدم پدرم مرا همراهی کند اما وقتی آمدم دیدم که به گونه ای که آنها می گفتند نبود و خیلی اینجا راحتم. - دوست داشتی در زمان گلزنی چه کسی در استادیوم حاضر باشد؟
دوست داشتم تمام خانواده ام حاضر باشند. بعد از بازی خیلی از دوستانم زنگ زدند و این اتفاق را تبریک گفتند. به آنها قول دادم در بازی های بعدی آنها را دعوت کنم.
- باید از این مسئله که نتوانستی همراه لیبی به جام ملتها بروی خوشحال باشی. چون موفق شدی در پرسپولیس و دربی گلزنی کنی.
من کلا سه بار به لیبی رفته ام و هر سه بار هم زمانی بود که قذافی آنجا بود. پدرم خانواده بزرگی آنجا دارد و من پیگیر آنها هستم. مطمئن باشید که روز به روز شرایط در لیبی بهتر می شود. فدراسیون لیبی خیلی آماتور است و سازماندهی ضعیفی دارد. تا زمان 21سالگی برای تیم ایرلند بازی می کردم. در حال حاضر هم به من گفته اند که نمی توانم در بازی های رسمی برای لیبی به میدان بروم و این اتفاقی است که نمی توانم متوجه دلیل آن شوم. در مورد اتفاقی که قبل از بازی دربی در لیبی افتاد هم باید بگویم که در اخبار دیدم و از ان باخبر شدم. طرفداران الاهلی به زمین ریختند و خیلی ها را مجروح کردند. آنها به افراد داخل رختکن هم رحم نکردند و آنها را هم زدند.
- قراردادت چندماهه است و بعد از آن چه تصمیمی داری؟
مدت قراردادم شش ماهه است و باید ببینم بعد از آن چه اتفاقی می افتد. من هنوز یک 90 دقیقه کامل هم برای پرسپولیس بازی نکرده ام و اتفاقات آینده مرا در تیم مشخص می کند. - گفته می شود در کار روزنامه نگاری هم فعالیت داشته ای و در چند جا مطالبت کار می شود.
یک زمانی کار ژورنالیستی انجام می دادم. دو سال پیش در سایت فوتبال مطلب می دادم و مقاله می نوشتم. بعد از آن در چند روزنامه و مجله هم کار می کردم. از این کار لذت می بردم و دوست دارم. من فارغ التحصیل رشته اقتصاد هستم و دوست دارم در آینده در این شغل فعالیت کنم. موزیک و سینما دیگر علاقه های من هستند.
"قسم به پرستو"
وقتی که جفتش میمیره و تنها به آشیونه برمیگرده
چه غروب غریبی!
"قسم به کرم شب تاب"
وقتی که از پیله بیرون میاد و با نسیم هم آغوش میشه
چه پروازی!
"قسم به خورشید"
وقتی که تو بر اون میتابی
چه تلالویی!
"قسم به همه دونه ها"
وقتی تو خاک میمیرن و تو نور متولد میشن
چه رستاخیزی!
"قسم به ساقه ای که تو باد میشکنه"
وقتی که از اون جز خاکستری بجا نمی مونه
"قسم به همه آینه ها"
وقتی که برابر آب قرار میگیرن
"قسم به لطافت قسم" میدونم که میدونی دوستت دارمای سرخترین
زیاد شعبو، رافائل، دی کارمو، سامبو جوچی و ... و به نظر می رسید ایمون زاید را هم می شد در فهرست مهاجمین خارجی ناکار آمد پرسپولیس قرار می گیرد. مهاجمینی که بیشتر از پرسپولیس، برای رقبایش ستاره بودند. ایمون زاید دقیقا به نظر می رسید در زمره چنین پدیده هایی قرار گیرد. اتفاقا همه چیز هم برای این موضوع آماده بود. شش بازی از نیم فصل اول گذشته و او فقط یک بار توانست وارد لیست 18 نفره پرسپولیس شود که بازی نکرد.حاضران در تمرینات پرسپولیس، زاید را بازیکنی کند می خواندند و اعتقاد داشتند او نتوانسته حرف هایی که در وصفش گفته می شد را عملی کند. قطعا از آقای گل لیگ ایرلند و یکی از دو بازیکن غیر بریتانیایی که فاتح جایزه بهترین بازیکن لیگ ایرلند شده، انتظاری بیش از این می رفت. تنها نکته مثبت او، چارچوب شناسی بود و اینکه دوست داشت از هر زاویه ای به سمت دروازه ضربه بزند. خاصیتی که در بهترین زمان ممکن به کار تیمش آمد.عجیب ترین نکته در مورد او بازی با ذوب آهن و در غیاب وحید هاشمیان، زاید برای اولین بار، فرصت عرض اندام پیدا کرد. او آنقدر خنثی بازی کرد که می شد گفت تحت هیچ شرایطی رنگ دربی را نمی بیند.گذشت و گذشت. وحید هاشمیان، بچه درس خوان پرسپولیسی ها برای کلاس های مربی گری به آلمان رفته بود و با تمام تلاش های دنیزلی و صحبت هایی که با مدرسش کرد، به بازی نرسید و ایمون زاید این شانس را پیدا کرد که در لیست 18 نفره قرار گیرد. پرسپولیس 2-0 عقب افتاد، تنها مهاجم هدف روی نیمکت پرسپولیس، زاید بود. زایدی که اگر این بار بد بازی می کرد، زائد بودنش شدیدا تیتر خور بود. زائد تا زمانی که اولادی در زمین بود، شدیدا گم بود. اما پس از ده نفره شدن، او هم همانند تیمش جانی تازه گرفت. گل اول، نمایش کلاس کاری او بود. ضربه آخر کاملا حرفه ای. گل دوم حاصل حرفه ای گری؛ بدون اینکه از گل اول مغرور و جوگیر شود، بهترین جاگیری را بین منتظری و عمران زاده کرد و با یک ضربه سر استادانه، گلش را زد. او پس از گل، دو بار می خواست به عقب بر گردد و به دفاع کمک کند اما دنیزلی گفت باید جلو بمانی. زاید جلو ماند تا در شرایطی که پرسپولیسی ها، با 2-2 هم کلی حال کرده بودند، جشن و سرور را تکمیل کند. گل سوم، چیزی بود که در کل دوران بازیگریش تکرار نخواهد شد. این موضوع قطعی است. ممکن نیست بار دیگر بتواند در چنین بازی مهمی، با چنین گلی در دقیقه 2+90 هت تریکش را کامل کند. کاری کرد که نصف روزنامه ها با تیتر زائد استقلال را ضایع کرد، جلد شنبه را ببندند. با ده دقیقه بازی خوب، زاید خودش را در فهرست محبوب ترین بازیکنان پرسپولیس جا داد. به همین راحتی!
باکس پس از بازگشت ایمون زاید به هتل هما، محل اقامتش، حاضران در آنجا با کف زدن و تشویق، به خوبی از بازی درخشان ستاره لیبیایی – ایرلندی پرسپولیس تشکر کردند.
"قسم به پرستو"
وقتی که جفتش میمیره و تنها به آشیونه برمیگرده
چه غروب غریبی!
"قسم به کرم شب تاب"
وقتی که از پیله بیرون میاد و با نسیم هم آغوش میشه
چه پروازی!
"قسم به خورشید"
وقتی که تو بر اون میتابی
چه تلالویی!
"قسم به همه دونه ها"
وقتی تو خاک میمیرن و تو نور متولد میشن
چه رستاخیزی!
"قسم به ساقه ای که تو باد میشکنه"
وقتی که از اون جز خاکستری بجا نمی مونه
"قسم به همه آینه ها"
وقتی که برابر آب قرار میگیرن
"قسم به لطافت قسم" میدونم که میدونی دوستت دارمای سرخترین
واقعا یک ستاره بود
و خوب نشون داد که دروازه رو به خوبی میشناسه
و مثل بازیکنای ما نیست که صد بار بین هم تو محوطه پاس میدن تا مدافعان بیان و توپ رو بگیرن
بدون معطلی توپ هارو میزد
و تونست سه بار رحمتی رو بکوبونه
امیدوارم تو بازی های بعد هم بتونه اینطور مثمر ثمر باشه
♥پرسپولیسی ام
روزگارم سرخ است
تکه قلبی دارم ، آن هم سرخ است
تیمی دارم ، بهتر از اس تق لال
خونی ، بهتر از آب روان
من هوادارم...
قبله ام یک گل سرخ
جانمازم عشق سرخ
همه ذرات وجودم متبلور شده از سرخی پرسپولیس،تیمی نیست،که به آسانی از یاد من و تو برود پرسپولیس،مجذور عشق است پرسپولیس،رنگ سرخی است به توان بی نهایت پرسپولیس،ضرب دل سرخ من و توست پرسپولیس،هندسه فریاد سرخ است
هرکجاهستم باشم،پرسپولیس مال من است ♥
♥پرسپولیسی ام
روزگارم سرخ است
تکه قلبی دارم ، آن هم سرخ است
تیمی دارم ، بهتر از اس تق لال
خونی ، بهتر از آب روان
من هوادارم...
قبله ام یک گل سرخ
جانمازم عشق سرخ
همه ذرات وجودم متبلور شده از سرخی پرسپولیس،تیمی نیست،که به آسانی از یاد من و تو برود پرسپولیس،مجذور عشق است پرسپولیس،رنگ سرخی است به توان بی نهایت پرسپولیس،ضرب دل سرخ من و توست پرسپولیس،هندسه فریاد سرخ است
هرکجاهستم باشم،پرسپولیس مال من است ♥
" پرسپـــولیـــس تــو از کــدام آســمــان باریــدی؟! "
بوي باران ميدهي و من تنهايي ام را در ته صداي سفيدت حس ميكنم! و اينكه تو ... عجيب بوي تنهاييهاي مرا ميدهي...
يك بغض از من يك مشت تنهايي از تو كافيست براي تقسيم كردن دردهايي كه ريشه هايشان مشترك است...
خوشحالم كه تا اطلاع ثانوي ساکن سمت چپ و بيقرار وجود مني...
بغض كني هم شكل گريه ام... تنهايي را رسم كني ،شبيه يك كاغذ خط خطي مچاله شده ام...
پس بخند... آنقدر بلند كه غمهاي دل من هم پا به فرار بگذارند...
امشب به خوابم بيا ...
كلي حرف نگفته ي دوتايي دارم
فقط براي خودت... به اندازه ی روزهایی که نفهمیدی کجای دلمی!!! ساکن پلاک 1 شهرک قرمزته
فقط در این باره یک حرفی میزنم ..
امیدوارم که بعد قرار داد 6 ماه زاید .. دیر به فکر تمدید قرارداد باهاش نیفتیم ..!
حفظ زاید خیلی مهم هست .. یکی از مهاجم های خوب خواهد شد ..
اومدن مهدی توو نیمه دوم برای شخص من ثابت کرد که ایراد از زاید نبوده بلکه یه پاسور درست حسابی نبوده که بهش توپهای خوب برسونه.
زاید نشون داد میتونه خیلی به درد پرسپولیس بخوره
البته دعا میکنم شور وشوقش زود فروکش نشه که به ضرر پرسپولیس باشه.
باید خودم را ببرم خانه!
باید ببرم صورتش را بشویم...
ببرم دراز بکشد...دلداریش بدهم،که فکر نکند...
بگویم نگران نباش،میگذرد...
باید خودم را ببرم بخوابد...
"من" خسته است...!!!
علاقه مندی ها (Bookmarks)