مصاحبه اختصاصی با مرد سه گله ی دربی ( ایمون زاید: خواهشا بوسم نکنید!)
زاید: اصلا استرس نداشتم
زدن سه گل در 10دقیقه پایانی دربی باعث شد تا ستاره بی چون و چرای این بازی لقب بگیرد. ایمون زاید با سابقه آقای گلی در لیگ ایرلند هتریک در بازی با استقلال را از این جهت که باعث خوشحالی هواداران این تیم شده بهترین لحظه فوتبالی زندگی اش می داند. خودش نمی دانست که بعد از 38 سال توانست رکورد هتریک کردن در دربی را بشکند و در تبریک بازیکنان متوجه این موضوع شد. مطابق تمام ایرلندی ها عاشق تیم سلتیک است و از زندگی در ایران هم راضی است. فوتبال را برای لذتی که از آن می برد بازی می کند و از اینکه مهاجم است و می تواند با گلزنی خوشحالی را با هواداران تقسیم کند خوشحالتر. ستاره بازی دربی روز گذشته ساعتی را میهمان تماشا بود و درباره این بازی صحبت کرد.
- فکرش را می کردی در دربی تهران موفق به هتریک شوی؟
نه، قبل از مسابقه حتی نمی دانستم جزو بازیکنان اصلی و حاضر در این بازی هستم یا خیر. نمی دانستم پایم به این بازی باز می شود یا نه. قبل از بازی مدیر باشگاه با من صحبت کرد و درباره اهمیت این بازی نکاتی را به من گفت. با صحبت های مدیر باشگاه اهمیت این مسابقه در ذهنم شکل گرفت و به آن پی بردم. - اینکه بتوانی گل بزنی بیشتر شبیه معجزه بود قبول داری؟
اعتقاد ندارم معجزه بود. بعضی اوقات اتفاقاتی در فوتبال می افتد که به هیچ وجه انتظارش را نداری. مخصوصا وقتی 10نفره هستی و دو بر صفر عقب هستی. اما من مطمئن بودم و به توانایی هایم اعتقاد داشتم. خوشحالم که توانایی ام را به نمایش بگذارم. - در زمان ورود به زمین دنیزلی چیز خاصی به تو گفت؟
من و مهدوی کیا همزمان آماده حضور در زمین شدیم. چیز خاصی به ما نگفت. گفت بروید و بهترین توانایی مان را نشان بدهیم. نمی دانم در آن زمان واقعا در ذهن مربی چه بود. من زمانی که آماده حضور در زمین شدم حتی استقلال احتمال داشت گل سوم را هم بزند. قطعا پیش بینی اینکه سه گل را بزنم نداشتم اما دوست داشتم خودم را به هواداران و مربی نشان بدهم. اعتماد به نفس بالایی داشتم و این خیلی به من کمک کرد. مهدوی کیا هم زمانی که به بازی آمد توانست فشار حملات را زیاد کند و به تیم کمک کرد. - اما به هر حال پرسپولیس با دو گل عقب بود و بیشتر هواداران از تو شناختی نداشتند و با تردید به این تعویض نگاه می کردند.
5دقیقه از حضورم گذشته بود که مهرداد اخراج شد. اخراجی که به نظرم صحیح نبود و این کار ما را سخت و غیر ممکن می کرد. مهرداد بهترین دوستم در پرسپولیس است و به من کمک زیادی کرد. او حرف های سرمربی را برایم ترجمه می کندو دوستی نزدیکی با یکدیگر داریم. اما در آن شرایط احساس کردم بازی تمام شده و ما بازی را باخته ایم. ولی زمانی که نوری پاس اول را به زیبایی برای من فرستاد امیدوار شدیم که کار را تمام کنیم. وقتی گل دوم زدیم فهمیدیم که می توانیم حتی برنده خارج شویم. این حس نه تنها در من بلکه در تمام بازیکنان به وجود آمد. - در بازی اول مقابل ذوب آهن امیدوار کننده نبودی و نمایش خوبی نداشتی. دلیلش چه بود؟
نمی دانم مردم از من چه انتظاری در بازی اول دارند. اولین بازی بود که در ترکیب بودم و 45دقیقه فرصت داشتم. قبول دارم که عملکردم عالی نبود و گل نزدم اما کسانی که از فوتبال شناخت دارند می دانند که زمان لازم است تا بازیکنی که تازه به تیم می آید به شرایط بازی برسیم. زمان لازم داشتم تا بازیکنان دیگر از من شناخت به دست بیاورند و اعتماد بین ما شکل بگیرد. - در چند بازی گذشته از تو زیاد استفاده نمی شد و مربی هم اعتماد لازم را به تو نداشت.
باید از مربی بپرسید چرا به من بازی نداده است. من با مربی صحبت کردم. دنیزلی به من گفت:" علت اینکه بازی نمی کنی این است که باید بیشتر تمرین کنی و به شرایط برسی." تمرین کردم و از بازیکنان شناخت پیدا کردم و این به من کمک کرد. قبل از اینکه مربی جدید بیاید من با مدیر باشگاه قرارداد بستم و او به من اعتماد داشت. هر چهار روز بازی داشتیم و فرصت نبود که مربی از من که شناخت کافی نداشت استفاده کند و من این را فهمیدم.
- با این اوضاع تو از شب به روز رسیدی و طرفداران از این بعد بیشتر صدایت می زنند.
علت اینکه فوتبال بازی می کنم این است که می خواهم تماشاگران و طرفداران را خوشحال کنم. من مهاجم هستم و گل می زنم. من خوشحال می شوم زمانی که خوشحالی هواداران را می بینم. شب بازی و زمانی که هوا سرد بود 60هزار نفر به استادیوم آمده بودند. مسلما از این تعداد 30هزار نفر متعلق به ما بود. این انگیزه مرا زیاد کرده بود و خیلی تحت تاثیر قرار گرفتم.
- از حسی که بعد از بازی داشتی صحبت می کنی؟
باور کنید شب نتوانستم بخوابم! رویاها و تصاویری که از بازی در ذهنم بود باعث شد نتوانم بخوابم. هنوز هم روی ابرها هستم و حس خوبی دارم. در ابتدای شب با افراد مهم زندگی ام حرف زدم. با خانواده و دوستم. سایت های کشور ایرلند را جستجو کردم. اطلاعاتی از این بازی گذاشته بودند. دوسایت ایرلندی از بازی من نوشته بودند. یکی نوشت:" زاید در بزرگترین دربی ایران هتریک کرد." و دیگری هم نوشته بود:" زاید ستاره بازی دیشب بود." خیلی خوشحال بودم. - تا حالا در دوران فوتبالت روزی بهتری از بازی با استقلال داشتی؟
بازی با استقلال بهترین روز فوتبالی ام بود. این بزرگترین هتریک زندگی ام بود. به جز این هتریک دو بار دیگر موفق شده بودم اما این یکی خیلی بهتر بود. - زمان گل اول مصادف بود با ناامیدی تماشاگران و آنها می خواستند بروند. متوجه این موضوع شده بودی؟
زمانی که در زمین بودم متوجه نشدم اما بازی که تمام شد و از روی کلیپ ها دیدم و متوجه شدم. در این بازی مهم که با دو گل عقب بودیم و یک بازیکن از تیم مان اخراج شده بود و هوای سرد دلایلی بود که می توان برای ترک استادیوم حق را به تماشاگران داد. - بعد از بازی جو رختکن و برخورد بازیکنان با تو چگونه بود؟
خیلی خوب بود. وقتی خوشحالی را در چهره شان دیدم برایم خیلی لذت بخش بود.
- گویا از اینکه از این بازی شناخت نداشتی به تو کمک زیادی کرده بود. چون بدون استرس یه زمین آمدی و به راحتی گل زدی. شاید اگر تحت تاثیر نام دربی بودی، اینقدر راحت گل نمی زدی.
شاید. نمی دانم اما من قبل از بازی به هیچ عنوان استرس نداشتم و خیلی ریلکس موزیک گوش می دادم. قبل از بازی خیلی ها پیشم آمدند و درباره این بازی حرف زدند ولی من اصلا استرسی نداشتم چون اگر بخواهیم با استرس بازی کنیم باید توپ هایمان را به در و دیوار بکوبیم.
- و همین آرامش روی گل سوم خیلی کمکت کرد.
بله. مهاجمی که یکی دو گل بزند اعتماد به نفسش چند برابر می شود و برای همین بود که می توانم روی آن توپ هر کاری کنم و به راحتی گل زدم. - با توجه به این شرایط اگر باز هم در دیدارهای بعدی نیمکت نشین شوی مشکلی نداری؟
من در حال حاضر می خواهم از فوتبال لذت ببرم و در چند روز آینده هم لذت می برم و به چیز دیگر فکر نمی کنم. در بازی بعدی برایم این مسئله که ببریم خیلی مهمتر است. اینکه بازی کنم یا نه به نظر مربی بستگی دارد. از این خوشحالم که به مربی نشان دادم چه توانایی هایی دارم و می توانم چه کارهایی انجام دهم. در نهایت او تصمیم می گیرد که چند دقیقه بازی کنم. - تصویری که قبل از حضور در ایران داشتی چگونه بود و الان چگونه است؟
من در ایرلند که کشوری نزدیک انگلیس است زندگی می کردم. در اخبار و روزنامه ها چیزهای زیادی درباره ایران می خواندم و می شنیدم. خیلی ها می گفتند که ایران امن نیست و... و خیلی ها هم نظر عکس داشتند. این مسائل باعث شد وقتی که به ایران آمدم پدرم مرا همراهی کند اما وقتی آمدم دیدم که به گونه ای که آنها می گفتند نبود و خیلی اینجا راحتم. - دوست داشتی در زمان گلزنی چه کسی در استادیوم حاضر باشد؟
دوست داشتم تمام خانواده ام حاضر باشند. بعد از بازی خیلی از دوستانم زنگ زدند و این اتفاق را تبریک گفتند. به آنها قول دادم در بازی های بعدی آنها را دعوت کنم.
- باید از این مسئله که نتوانستی همراه لیبی به جام ملتها بروی خوشحال باشی. چون موفق شدی در پرسپولیس و دربی گلزنی کنی.
من کلا سه بار به لیبی رفته ام و هر سه بار هم زمانی بود که قذافی آنجا بود. پدرم خانواده بزرگی آنجا دارد و من پیگیر آنها هستم. مطمئن باشید که روز به روز شرایط در لیبی بهتر می شود. فدراسیون لیبی خیلی آماتور است و سازماندهی ضعیفی دارد. تا زمان 21سالگی برای تیم ایرلند بازی می کردم. در حال حاضر هم به من گفته اند که نمی توانم در بازی های رسمی برای لیبی به میدان بروم و این اتفاقی است که نمی توانم متوجه دلیل آن شوم. در مورد اتفاقی که قبل از بازی دربی در لیبی افتاد هم باید بگویم که در اخبار دیدم و از ان باخبر شدم. طرفداران الاهلی به زمین ریختند و خیلی ها را مجروح کردند. آنها به افراد داخل رختکن هم رحم نکردند و آنها را هم زدند.
- قراردادت چندماهه است و بعد از آن چه تصمیمی داری؟
مدت قراردادم شش ماهه است و باید ببینم بعد از آن چه اتفاقی می افتد. من هنوز یک 90 دقیقه کامل هم برای پرسپولیس بازی نکرده ام و اتفاقات آینده مرا در تیم مشخص می کند. - گفته می شود در کار روزنامه نگاری هم فعالیت داشته ای و در چند جا مطالبت کار می شود.
یک زمانی کار ژورنالیستی انجام می دادم. دو سال پیش در سایت فوتبال مطلب می دادم و مقاله می نوشتم. بعد از آن در چند روزنامه و مجله هم کار می کردم. از این کار لذت می بردم و دوست دارم. من فارغ التحصیل رشته اقتصاد هستم و دوست دارم در آینده در این شغل فعالیت کنم. موزیک و سینما دیگر علاقه های من هستند.
"قسم به پرستو"
وقتی که جفتش میمیره و تنها به آشیونه برمیگرده
چه غروب غریبی!
"قسم به کرم شب تاب"
وقتی که از پیله بیرون میاد و با نسیم هم آغوش میشه
چه پروازی!
"قسم به خورشید"
وقتی که تو بر اون میتابی
چه تلالویی!
"قسم به همه دونه ها"
وقتی تو خاک میمیرن و تو نور متولد میشن
چه رستاخیزی!
"قسم به ساقه ای که تو باد میشکنه"
وقتی که از اون جز خاکستری بجا نمی مونه
"قسم به همه آینه ها"
وقتی که برابر آب قرار میگیرن
"قسم به لطافت قسم" میدونم که میدونی دوستت دارمای سرخترین
دیگر به تو فکر هم نمیکنم
گناه است
چشم داشتن به مال غریبه ها
__________________________________________________ سیگارم چه خوب درک می کند مرا...
وای که چه زیبا کام میدهد...
این نو عروس هر شب تنهایی هایم...
لباس سپیدش را تا صبح برایم می سوزاند...
و من تا صبح بر لبانش بوسه می زنم...
چه لذتی می برم از این همخوابگی...
او از جان مایه می گذارد و...
من از عمر...
هر دو می سوزیم به پای هم.
وقتـــی مــــــرا " شمــــا " خطابــ میکنی!
یا اقای .......
منــــی که تـا دیــــروز عـــــــــــزیز دلـتــــــــ . بودم.....
درد دارد ،
درد . .
ایمون زاید،ستاره پرسپولیس در دربی، روز گذشته در گفت و گو با یکی از روزنامه های ورزشی اعلام کرد که توقع داشته پس از هت تریک مقابل استقلال، یک توپ که همه بازیکن ها روی آن را امضا کرده باشند، در اختیارش قرار بگیرد:«همه جا رسم است که در پایان بازی به بازیکنی که هت تریک کرده توپی که امضای همه بازیکنان ها روی آن هست را به عنوان یادگاری می دهند. اما پس از بازی با استقلال هر چه قدر صبر کردم این توپ خبری نشد. بعدا متوجه شدم که چنین رسمی در فوتبال ایران وجود ندارد. پیشنهاد من این است که مسئولان فوتبال ایران چنین برنامه ای را برای کسی که سه گل در یک بازی زده پیاده کنند.»
"قسم به پرستو"
وقتی که جفتش میمیره و تنها به آشیونه برمیگرده
چه غروب غریبی!
"قسم به کرم شب تاب"
وقتی که از پیله بیرون میاد و با نسیم هم آغوش میشه
چه پروازی!
"قسم به خورشید"
وقتی که تو بر اون میتابی
چه تلالویی!
"قسم به همه دونه ها"
وقتی تو خاک میمیرن و تو نور متولد میشن
چه رستاخیزی!
"قسم به ساقه ای که تو باد میشکنه"
وقتی که از اون جز خاکستری بجا نمی مونه
"قسم به همه آینه ها"
وقتی که برابر آب قرار میگیرن
"قسم به لطافت قسم" میدونم که میدونی دوستت دارمای سرخترین
ایمون زاید تو بازی دربی یک رکورد بی نظیر توی فوتبال جهان رقم زده! این بازیکن توی دربی 74 فقط حدود 7 ثانیه (((مالکیت توپ رو در اختیار داشته و هت تریک کرده!
یک پاس به مهدوی کیا برای شوت این بازیکن: (1 ثانیه) 3 ثانیه برای گل اول ، 1 ثانیه برای گل دوم و 2 ثانیه برای گل سوم ! البته اگه بطور دقیق بررسی کنید مالکیت توپ زاید حتی از 7ثانیه هم کمتره، با تنها 4 ضربه به توپ! این بازیکن ایرلندی-لیبیایی با 3 ضربه به دروازه 100% ضربه داخل چارچوب سریعترین هت تریک این فصل لیگ برتر و تاریخ دربی را نیز به نام خودش ثبت کرد!
"قسم به پرستو"
وقتی که جفتش میمیره و تنها به آشیونه برمیگرده
چه غروب غریبی!
"قسم به کرم شب تاب"
وقتی که از پیله بیرون میاد و با نسیم هم آغوش میشه
چه پروازی!
"قسم به خورشید"
وقتی که تو بر اون میتابی
چه تلالویی!
"قسم به همه دونه ها"
وقتی تو خاک میمیرن و تو نور متولد میشن
چه رستاخیزی!
"قسم به ساقه ای که تو باد میشکنه"
وقتی که از اون جز خاکستری بجا نمی مونه
"قسم به همه آینه ها"
وقتی که برابر آب قرار میگیرن
"قسم به لطافت قسم" میدونم که میدونی دوستت دارمای سرخترین
ایمن زاید از دقیقه 56 که وارد زمین شد، 17 ضربه به توپ داشت و نکته جالب اینجاست که حتی یکی از این ضربات اضافی نبود. او در اغلب صحنهها فقط یک بار به توپ ضربه زد و هیچ حرکت اضافی با آن انجام نداد.
دقیقه 57 - اولین باری که توپ به زاید رسید، روی ضد حمله بود. مهاجم پرسپولیس در سمت راست صاحب موقعیت شد و بدون استپ با یک تک ضربه علی کریمی را راهی دروازه استقلال کرد.
دقیقه 74 - دقایقی بعد زاید پشت محوطه استقلال به توپ رسید که این بار هم بدون مکث بین دو مدافع پاس تکضربی را برای مهدوی کیا انداخت و مهدی رحمتی شوت این بازیکن را مهار کرد.
دقیقه 75 – زاید پشت محوطه استقلال به توپ رسید و با توجه به اینکه هیچ بازیکنی کنارش نبود، تصمیم گرفت بازیکن استقلال را با اولین ضربه به صورت دریبل دو طرفه جا بگذارد که خروج مهدی رحمتی مانع این کار شد.
دقیقه 77 – زاید از گوشه راست محوطه جریمه حرکت کرد و پس از دریافت پاس عمقی، باز هم به صورت تکضرب ارسالی زمینی به دهانه دروازه استقلال فرستاد که مدافعین آبی پوش با تکل بلند خود مانع به گل رسیدن پرسپولیسیها شدند.
دقیقه 78 – مهاجم لیبیایی پرسپولیس مجددا با یک تکضربه مدافع روبروی خود را دریبل کرد که با خطا متوقف شد.
دقیقه 79 – پشت محوطه جریمه استقلال زاید پس از دریافت پاس ابتدا توپ را استپ کرد و پس از حرکت نوری از سمت چپ محوطه موقعیتی خوبی برای هافبک خلاق پرسپولیس فراهم ساخت.
دقیقه 82 – روی گل اول، زاید حدود 40 متر فرار کرد اما تنها یک ضربه به توپ زد. ضربه بغل پای فنی که دروازه رحمتی را گشود.
دقیقه 83 – لحظاتی بعد، تک مهاجم سرخپوشان با ضربه سر گل تساوی را به ثمر رساند.
دقیقه 86 – زاید سعی کرد توپ ارسالی از دروازه را استپ کرده و نگه دارد ولی خطای او اعلام شد.
دقیقه 88 – او در نزدیکی نقطه کرنر به ارسال بلند مهدوی کیا رسید و پس از نگه داشتن توپ، پاس رو به عقبی برای مازیار زارع فرستاد.
دقیقه 90 – زمانی که پرسپولیس نیاز به حفظ توپ داشت، مهاجم پرسپولیس توپ را میانه زمین نگه داشت، از بازیکن روبروی خود کمی دور شد و توپ را به منطقه امن پاس داد.
دقیقه 90+1 – و در نهایت مهمترین ضربات او. پاس بادامکی را با پای چپ نگه داشت و با پای راست گل پیروزی تاریخی تیمش را به ثمر رساند.
"قسم به پرستو"
وقتی که جفتش میمیره و تنها به آشیونه برمیگرده
چه غروب غریبی!
"قسم به کرم شب تاب"
وقتی که از پیله بیرون میاد و با نسیم هم آغوش میشه
چه پروازی!
"قسم به خورشید"
وقتی که تو بر اون میتابی
چه تلالویی!
"قسم به همه دونه ها"
وقتی تو خاک میمیرن و تو نور متولد میشن
چه رستاخیزی!
"قسم به ساقه ای که تو باد میشکنه"
وقتی که از اون جز خاکستری بجا نمی مونه
"قسم به همه آینه ها"
وقتی که برابر آب قرار میگیرن
"قسم به لطافت قسم" میدونم که میدونی دوستت دارمای سرخترین
مهاجم ایرلندی سومین مهاجم گرانقیمت پرسپولیس
محمد رویانیان در برنامه ورزش از نگاه دو خبر داد که با توجه به مبلغی که برای ایمون زاید پرداخت کرده ایم کاملا از او راضی هستیم. اما نکته ای که در این میان به آن پرداخته نشده این است که پرسپولیسی ها مبلغ کمی برای جذب او هزینه نکرده اند و با توجه به مدت قراردادش پول خوبی دریافت کرده است. شنیده می شود آقای گل سابق لیگ ایرلند برای 6ماه از مدیران پرسپولیس 300میلیون دریافت کرده و این مسئله او را در لیست بازیکنان گرانقیمت این تیم قرار می دهد. با این حال پرسپولیسی ها از اینکه قرارداد این بازیکن 6ماهه است پشیمان هستند و به دنبال راضی کردن او برای تمدید قراردادش هستند. این در حالی است که گرانترین بازیکن پرسپولیس در این فصل مهرداد اولادی است که گفته می شود 700میلیون دریافت کرده و 250میلیون هم به عنوان مبلغ طلب خود از پرسپولیس به قراردادش اضافه شده تا یکی از پرهزینه ترین بازیکنان این تیم لقب بگیرد. مهاجمی که علیرغم هزینه بالا تاثیر چندانی در نتایج این تیم نداشته و یکی از خنثی ترین مهاجمان این فصل لیگ برتر لقب گرفته است. بعد از اولادی مهاجم شیرازی پرسپولیس بیشترین مبلغ را از پرسپولیس دریافت کرده و نیم میلیارد برای پرسپولیس آب خورده است. البته غلامرضا رضایی در این فصل عملکرد بهتری داشته و در چند بازی ناجی این تیم بود. مهاجمان بعدی پرسپولیس مبلغ سقف قرارداد ها را رعایت کرده اند. وحید هاشمیان و جواد کاظمیان که در آخرین دقایق فصل نقل و انتقالات جواز حضور در پرسپولیس را دریافت کرده اند با شرایط سازمان لیگ کنار آمده اند. کمترین مبلغ را در این میان جواد کاظمیان دریافت کرده و نزدیک به 200میلیون دریافت کرده که در قراردادش برخی بندها و تبصره ها برای افزایش آن وجود دارد. عجیب ترین مبلغ را ستاره و کاپیتان پرسپولیس دریافت کرده است. اگر 350میلیون دریافتی علی کریمی را مقابل کارایی او برای سرخپوشان قرار دهیم به نتایج عجیبی برسیم. در پایان گفتنی است که مدیران پرسپولیس در جمعی خصوصی گفته بودند حاضرند چندین برابر این مبلغ را هزینه می کردیم تا کسی بتواند در دربی آنها را از جهنم بیرون ببرد!
"قسم به پرستو"
وقتی که جفتش میمیره و تنها به آشیونه برمیگرده
چه غروب غریبی!
"قسم به کرم شب تاب"
وقتی که از پیله بیرون میاد و با نسیم هم آغوش میشه
چه پروازی!
"قسم به خورشید"
وقتی که تو بر اون میتابی
چه تلالویی!
"قسم به همه دونه ها"
وقتی تو خاک میمیرن و تو نور متولد میشن
چه رستاخیزی!
"قسم به ساقه ای که تو باد میشکنه"
وقتی که از اون جز خاکستری بجا نمی مونه
"قسم به همه آینه ها"
وقتی که برابر آب قرار میگیرن
"قسم به لطافت قسم" میدونم که میدونی دوستت دارمای سرخترین
ب نظرم با این رکورد و این بازی میتونه ازین ب بعد بیشتر برای پرسپولیس ب زمین بره .. البت امیدوارم ک اون فقط یه طلسم نباشه و ازین ب بعدم انقد موثر ظاهر شه اگرچه خودش اعتقادی ب این موضوع نداره
10دقیقه واقعا زمان کمی است برای اینکه یک نفر میلیون ها نفر طرفدار پیدا کند اما مهاجم لیبیایی – ایرلندی پرسپولیس خیلی خوب راهش را بلد بود. او در همان هفت ثانیه ای که توپ را در اختیار داشت، در کل حدود 30دقیقه ای که بازی کرد، سه بار توپ را وارد دروازه استقلال کرد و اسطوره ای برای قرمزها شد؛ مخصوصا اینکه بعد از همایون بهزادی در سال 52 و بازی شش تایی ها هیچ بازیکنی موفق نشده بود در دربی سه گل بزند. اما داستان این 10دقیقه آن چیزهایی است که مردم در مورد مهاجم قرمزپوش می دانند. حتی در مصاحبه های فراوانی که این روزها از او شده، بیشتر در مورد دربی حرف زده تا چیزهای دیگر. حدود 30 سال محمد زاید از کشورش لیبی به دلیل مشکلات امنیتی به سفارش دوستانش به ایرلند آمد. ایمون پسر بزرگ خانواده دقیقا 29سال بعد برای حضور در یکی از محبوب ترین تیم های آسیا راه ایران را در پیش گرفت تا شاید سرنوشت برای او چیزهای بزرگتر از آقای گلی لیگ ایرلند رقم بزند. از مادری ایرلندی و پدری لیبیایی متولد شدم. پدرم معلم رشته عربی بود و در این شغل تدریس می کرد. از اینکه ناچار شد لیبی را ترک کند ناراحت بود اما امیدوار بود روزی کشورش به شرایط مناسب برسد.خانواده خوبی در لیبی داریم و به همراه پدرم چند بار به لیبی رفته ام. الان در ایرلند بعد از چند سال دوستان خوبی پیدا کرده و خوش شانس است چون خیلی مهربان است و همه دوست دارند کنار او باشند.
- ایمون یعنی چه؟
ایمون نامی عربی است و پدرم این اسم را برایم انتخاب کرد. به معنی محفوظ بودن و امنیت داشتن به کار می شود. اسمم را دوست دارم و تک است و به همین خاطر در ایرلند هم دوست داشتم به همین اسم صدایم کنند. - می گویند برای آمدن به ایران خیلی مشکل داشتی؟
دیدگاه من نسبت به ایران منفی بود. دوستانم مرا از حضور در ایران منع می کردند. بهر حال ما در ایرلند زندگی می کردم و همسایگی با انگلیس باعث می شود اخبار خوبی از ایران نشنوم و کاملا دودل بودم. احساس می کردم ایران جای مناسبی برای من نیست. البته کسانی بودند که خلاف این حرف ها را می زدند و می گفتند باید خودت حضور در ایران را تجربه کنی تا به به جو آشنا شوی. یکی از دوستان از تیم پرسپولیس و جاذبه هایش برایم تعریف کرد. برای شناخت پرسپولیس به خیلی از سایت های این باشگاه اعم از هواداری و رسمی رفتم و تحقیق کردم. به من گفتند پرسپولیس تیم بزرگی است و هواداران پرشوری دارد.
- ظاهرا با پدرت به ایران آمده بودی؟
همچنان مردد بودم و گفتم برای حضور در ایران برای پدرم نیز دعوتنامه فرستاده شود. پدرم هم می خواست بداند در ایران چه خبر است و من در کجا می خواهم بازی کنم. به وسیله مدیر برنامه ام این مسئله را به باشگاه پرسپولیس اطلاع دادم. قبول کردند و به همراه پدرم به ایران آمدیم. ابتدا به باشگاه رفتیم و بعد داخل شهر چرخیدیم. تهران جاهای زیبایی زیادی دارد. تست پزشکی دادم و بعد از قبولی به هتل اوین رفتیم. از آنجا به تجریش و شهرک غرب و خیابان ولیعصر رفتیم.
- تهران آن طوری بود که فکر می کردی؟
شهر با چیزهایی که شنیده بودم متفاوت کاملا فرق می کرد. مردم سرشان به کار خودشان است و کسی به یکدیگر کار ندارد. باور کنید با چیزهایی که شنیده بودم تصور می کردم اینجا شبیه عراق یا افغانستان است. جوری شده که اگر الان کسی از من درباره ایران بپرسد می گویم چیزی که من در این کشور دیدم با چیزهایی که می گویید متفاوت است و من تجربه دیگری به دست آوردم. برگشتیم به باشگاه و پدرم از رفتار و برخورد مسوولان و کارمندان باشگاه لذت برد. خیلی با احترام برخورد می کردند. اما مشکلی جدیدی به وجود آمد. عده ای آمدند و گفتند این باشگاه پول بازیکنان را پرداخت نمی کند و پرونده زیادی در فیفا در این زمینه دارد. دوباره ناامید شدم و فکر بازگشت به سرم زد. در اینباره با مسوولان باشگاه صحبت کردم و به تفاهم رسیدیم. نزدیک تعطیلات ژانویه با پرسپولیس به تفاهم رسیدم. از مسوولان برای اینکه تعطیلات را در کنار خانواده ام باشم درخواست مرخصی کردم. با رویی باز پذیرفتند و به کشورم برگشتم. برای اینکه ویزای طولانی مدت و مجوز کار بگیرم مسوولان و پرزدینت باشگاه همکاری خوبی داشت و سریعا کارم درست شد. - شروع فوتبالی خوبی در پرسپولیس نداشتی. نیمکت نشینی، بدنی ناآماده و یک بازی ضعیف مقابل ذوب آهن.
روزهای اولیه حضورم در ایران کاملا احساس می کردم که به من انتقاد می شود. خیلی ها می گفتند من بازیکن تاثیرگذاری نیستم و در تمرینات کیفیت خوبی ندارم اما می توانید از دوستانم بپرسید که خصوصیات من چگونه است. من در تمرینات واقعا تنبل هستم و نمی توانم کیفیت زمان بازی را ارائه کنم اما در بازی همان چیزی می شوم که خودم می خواهم. البته مسئله دیگر این است که من دو ماه قبل از اینکه به ایران بیایم تمرین خاصی نداشتم. لیگ ایرلند تمام شده بود و من فقط توانستم در یکی دو بازی با تیم ملی شرکت کنم. بعد از لیگ در جام کشورهای عربی با تیم لیبی در قطر شرکت کردم و در آنجا با یکی از دوستان مشترکم صحبت کردم و قرار شد به ایران بیایم.
- چند برادر و خواهر داری؟
4خواهر و یک برادر دارم. برادرم فوتبالیست است و در رده جوانان بازی می کند. پدرم همیشه می گوید او بهتر از توست و بازیکن بزرگتری می شود. گاهی به خاطر این مسئله به او حسودی می کنم. پدرم زمانی که به ایران آمده بودیم یک پیراهن از مسوولان باشگاه برای برادرم گرفت تا به او هدیه بدهد. نمی دانم شاید روزی او هم به ایران بیاید و در تیم پرسپولیس بازی کند.
- ببخشید این سوال را می پرسم، اگر دوست داشتی جواب بده. شرایط اقتصادی خانواده چطور است؟
در ایرلند زندگی خوبی داریم. نه اینکه زندگی مفرحی داشته باشیم اما می توان گفت یک زندگی متوسط رو به بالا داریم. پدرم تمام تلاشش را برای زندگی راحت خانواده انجام می دهد. پدرم مسلمان است و نماز اول وقتش را هیچ گاه ترک نمی کند. زمانی که به باشگاه رفته بودم پدرم زمان نماز از مسوولان جدا شد و برای خواندن نماز به محلی که معرفی کردند رفت.
- یک خانواده مسلمان و متوسط و البته فوتبالی.
فوتبال جزو علایق خانوادگی ما محسوب می شود. تیم سلتیک جزو تنها علایق مشترک خانواده ما به حساب می آید. در کل ایرلند سلتیک به دلیل اعتقادات دینی مردم از محبوبیت بالایی برخوردار است. تنها مشکلم با خانواده ام دوست داشتن تیم منچستر است. من منچستریونایتد را دوست دارم ولی خانواده ام دوستدار تیم آرسنال هستند. کری جالبی بین ما در زمان بازی این دو تیم به وجود می آید. کلا علاقه خاصی به لیگ انگلیس دارم.جذاب ترین فوتبال در لیگ این کشور برگزار می شود. همیشه وقتم را به گونه ای تنظیم می کنم که بتوانم بازی های لیگ برتر را مشاهده کنم.
- در این مدت که در ایران بودی تو را دیدیم، لباس های زیادی عوض نکردی.
به تیپ زدن علاقه دارم اما وقتم را هدر نمی دهم. دوست دارم تیپ های معمولی داشته باشم و به سبک تیپ کلاسیک انگلیسی علاقه دارم. خالکوبی ندارم و دوست دارم ساده باشم. به طور کلی اهل تیپ زدن نیستم. - چطور تفریح می کنی؟
فیلم و موسیقی از علایق من هستند. کلی فیلم با خودم آورده ام و در لپ تاپم همیشه فیلم نگاه می کنم. - سبک خاصی را دوست داری؟
نه نه، سعی می کنم بهترین فیلم ها را ببینم. فیلم هایی که در اسکار حضور دارند را دنبال می کنم و سعی می کنم آنها را تماشا کنم.
- نام فیلم "جدایی نادر از سیمین" را شنیده ای؟
چیزهایی در این باره شنیده ام. می دانم در اسکار شرکت داده شده ولی خب ندیده ام که نظری در موردش بدهم. - موزیک چطور؟
موزیک آرامش خاصی به من می دهد. همیشه در اردوها موزیک گوش می دهم. به سبک پاپ علاقه دارم و بیشتر آهنگ های روز را گوش می دهم.
- دیگر باید تنهایی زندگی کردن را یاد بگیری. می توانی از پس کارهای خودت بر بیایی؟
در زندگی شخصی فوق العاده تنبل هستم و اهل شست و شو و پخت و پز نیستم. برای همین از باشگاه درخواست کردم برایم آپارتمان تهیه نکنند و در هتل زندگی کنم. خب در هتل همه چیز آماده است و می توانم وقت آزاد بیشتری داشته باشم. کباب های ایرانی واقعا خوشمزه هستند و طعم چند نوع آن را چشیده ام و جالب بود. - ژورنالیست هم که هستی؟
از دو سال پیش کار نوشتن و ژورنالیستی را با نوشتن در دنیای فوتبال شروع کردم و بعد از آن در یک مجله و روزنامه هفتگی صرفا از روی علاقه شخصی می نوشتم. در این نوشته ها سعی می کردم نظر شخصی خودم را درباره فوتبال، لیگ برتر و شرایط آن روی کاغذ بیاورم. از این کار لذت می برم. - چقدر درس خواندی؟همزمان با بازی کردن بود؟
لیسانس اقتصاد دارم و دوست دارم بعد از اتمام فوتبالم کارم را در آن رشته ادامه بدهم. فارغ التحصیل دانشکده دوبلین هستم و مجبور بودم همزمان با فوتبال بازی کردن تحصیل خودم را توام انجام بدهم. محل تحصیلم با باشگاه دری سیتی 40 کیلومتر فاصله داشت و بعد از حضور در باشگاه به دانشگاه می رفتم.
***
ایمون زاید و لذتی که از گل زدن به استقلال برده
این هتریک لذت بخش ترین بود
مهاجم ایرلندی – لیبیایی پرسپولیس هر چند زیاد در مورد دربی حرف زده اما انگار همیشه حرف های جدیدی برای گفتن دارد. حتما این بخش از حرف های او را بخوانید.
- بهترین تصویری که از دربی یادت مانده؟
وقتی بین دو نیمه در حال گرم کردن بودم برق ورزشگاه قطع شد و استادیوم سیاه شد. زمانی که تماشاگران چراغ موبایل خود را روشن کردند صحنه جالبی به وجود آمد و آن لحظه واقعا بیادماندنی بود.
- گل هایت چطور؟ آنها تو را هیجان زده نمی کند؟
خب آن تصویر خیلی به یاد ماندنی بود اما گل هایم بهترین خاطراتم هستند. مخصوصا اولی. این گل حساس و حیاتی بود و بهترین لحظه دربی بود چون راه خودم و تیم را باز کرد. انگیزه بین بازیکنان برگشت و قفل شکست. - بعد از گل زدن به سمت شرقی زمین رفتی. آنجا نه تیفوسی ها هستند نه عکاس ها.
در زمان گل زدن همیشه به سمت تماشاگران می روم و دوست دارم شادی ام را با آنها تقسیم کنم. از اینکه مهاجم هستم و می توانم با گلزنی آنها را خوشحال کنم لذت خاصی می برم. نمی دانم آنها تیفوسی بودند یا خیر. البته برایم فرقی نمی کند. همه تماشگرانی که به استادیوم می آیند به یک اندازه خرج می کنند و مطمئنا به یک اندازه تیم را دوست دارند. سعی می کنم اینباربه قسمت های بیشتری بروم و با تمام استادیوم خوشحالی کنیم. نمی دانم در پایان فصل چند گل دیگر می توانم برای پرسپولیس بزنم اما این را مطمئنم که مشکلی برای آقای گل ها به وجود نمی آورم. خوشحال می شوم تا پایان فصل تعداد گل هایم برای پرسپولیس دو رقمی شود. البته همانطور که گفتم کار سختی دارم.
- در یکی از مصاحبه هایت گفتی که انتظار داشتی به خاطر هت تریک توپ را امضا کنند و به تو بدهند.
پیشنهادم درباره اهدا توپ امضا شده را کاملا جدی گفتم. این مسئله خاطره خوبی برای بازیکن ایجاد می کند. در ایرلند دو بار هت تریک کردم و در آن بازی ها تمام بازیکنان توپ را امضا کردند، تاریخ و نتیجه بازی را نوشتند و به من هدیه دادند. هنوز آن دو توپ را دارم و برایم انگیزه ایجاد می کرد. باید اعتراف کنم که هت تریک در بازی با استقلال برایم لذت بخش تر بود چون التهاب در بین بازیکنان و هواداران را کاملا احساس می کردم و دوست داشتم در آن لحظه کاری انجام دهم. - طوری صحبت می کنی انگار لذت بخش ترین لحظه زندگی ات بوده؟
لذت بالاتری از گلزنی در یک دیدار حساس وجود ندارد. در این چند روز چند جمله درباره گل هایم گفته ام اما هنوز نتوانستم حس واقعی ام را از گل هایم بیان کنم. یک حس خاص و فوق العاده است که به زبان نمی آید. غیر قابل توصیف است و همچنان سرمست از این قضیه هستم. تنها کسی می تواند آن را درک کند که بتواند در آن موقعیت قرار بگیرد. در هفته ای که گذشت همواره مورد لطف هواداران و مردمی که مرا نمی شناختند قرار گرفتم و لذت اینکه آنها را خوشحال کردم همیشه همراه من خواهد بود. حرف های زاید درباره زندگی شخصی اش در ایران
پیرمرد گفت: تو همانی که سه گل زدی؟
زندگی در ایران با اینکه برای ایمون تازه است اما جذابیت های خودش را دارد. او همانند کسانی که به ایران می آیند، از رفتار محبت آمیز مردم شگفت زده شده و فعلا به او خوش می گذرد. کلمه فارسی یاد گرفته ای؟
در این مدت فقط سلام و خداحافظی یاد گرفته ام. چه غذاهایی دوست داری؟
کباب های ایرانی واقعا خوشمزه هستند و طعم چند نوع از آنها را چشیده ام و جالب بود. - در ایران دوست هم داری؟
در این مدت با دوستان خوبی در ایران آشنا شدم. بهترین دوستانم در سفارت ایرلند هستند و معمولا اوقاتم را با آنها می گذرانم. شناخت خوبی از ایران دارند. با آنها به رستوران ژاپنی و یک رستوران به اسم گیلانه رفتیم.
- در تیم چطور؟
مهرداد اولادی، مهدوی کیا، هاشمیان و جواد کاظمیان از دوستان صمیمی من هستند. آنها به خوبی انگلیسی حرف می زنند و می توانم با آنها ارتباط برقرار کنم. اولادی هم معمولا در زمان حرف زدن مربی به من کمک می کند و از این بابت نسبت به او حس خوبی دارم. - میانه ات با دنیزلی چطور است؟
دنیزلی مربی باتجربه و با سابقه ای است که کارنامه خوبی دارد. شنیدم در این در سابق کاملا موثر عمل کرده و او را قبول دارند. همین ابزار خوبی برای یک مربی است. اینکه او را قبول داشته باشند و اعتماد بین آنها برقرار باشد کمک زیادی برای کسب نتیجه می کند. - با علی کریمی چطور؟
علی کریمی با چیزهایی که درباره اش شنیده بودم فرقی نمی کرد. لقب جادوگر واقعا برازنده اوست. در خیلی از بازی ها فرمانده تیم ما بود و کارهای فوق العاده ای انجام می دهد. از بازیکنی که سابقه حضور در تیمی مثل بایرن مونیخ را در کارنامه دارد غیر از این انتظار نمی رود. از بازی او لذت می برم و واقعا یک مدیشن در میان زمین است.
- و علی دایی؟
علی دایی را در فوتبال تان می شناختم و چیزهایی زیادی درباره اش شنیده بودم و دوست داشتم او را از نزدیک ببینم.
- انگار از دربی چیز زیادی نمی دانستی که اینقدر شوکه شدی؟
در مورد دربی ایران باید بگویم اطلاعاتی داشتم ولی دوست نداشتم زیاد تمرکزم را در این موضع از دست بدهم. تمام دوستان و بیشتر هم تیمی هایم در این باره در هفته قبل از دربی صحبت می کردند و نوعی هیجان همراه با استرس را در آنها مشاهده می کردم. من کاملا خونسرد بودم. - زندگی در ایران چطور است؟
مردم ایران قبل از بازی دربی هم برخورد گرمی با من داشتند و بعد از اینکه متوجه می شدند من عضو تیم پرسپولیس هستم لطف شان سرشار می شود. برای من که در کشوری مثل ایرلند با مردمی خشک و سرد زندگی می کردم این موضوع کاملا جذاب است. در ایران و طی این مدت تجربه بدی نداشتم. هرکس مرا می بیند سعی می کند با هر زبانی به من لطفش را نشان دادند. خیلی ها را دیدم که فقط به من i love you می گفتند و بعد دیگر بلد نبودند چه باید بگویند! از گفتن همین یک جمله آنها هم خوشحال می شوم و واقعا شما خوش شانس هستید که مردمی خونگرم دارید. یک نفر که سن بالایی داشت چند روز پیش مرا در هتل دید و به سمتم آمد و گفت:" تو همان کسی هستی که سه گل زدی؟" بعد از اینکه مرا شناخت اصرار زیادی می کرد که حتما به خانه شان بروم و خیلی دوست داشتنی رفتار می کرد.
"قسم به پرستو"
وقتی که جفتش میمیره و تنها به آشیونه برمیگرده
چه غروب غریبی!
"قسم به کرم شب تاب"
وقتی که از پیله بیرون میاد و با نسیم هم آغوش میشه
چه پروازی!
"قسم به خورشید"
وقتی که تو بر اون میتابی
چه تلالویی!
"قسم به همه دونه ها"
وقتی تو خاک میمیرن و تو نور متولد میشن
چه رستاخیزی!
"قسم به ساقه ای که تو باد میشکنه"
وقتی که از اون جز خاکستری بجا نمی مونه
"قسم به همه آینه ها"
وقتی که برابر آب قرار میگیرن
"قسم به لطافت قسم" میدونم که میدونی دوستت دارمای سرخترین
ايمون زايد 4 صبح ديروز تهران را به مقصد تركيه ترك كرد . زايد از تركيه به دوبلين پرواز خواهد كرد. او به دليل مصدوميت ، زودتر از بقيه خارجي هاي پرسپوليس اردوي اين تيم را ترك كرد. بقيه خارجي ها بعد از بازي با صبا ميتوانند هرجا خواستند بروند. به هر حال هت تريك كردن در دربي زايد را نزد پرسپوليسيها عزيز كرده و مسئولان باشگاه براي او امتيازاتي ويژه قائل ميشوند.
"قسم به پرستو"
وقتی که جفتش میمیره و تنها به آشیونه برمیگرده
چه غروب غریبی!
"قسم به کرم شب تاب"
وقتی که از پیله بیرون میاد و با نسیم هم آغوش میشه
چه پروازی!
"قسم به خورشید"
وقتی که تو بر اون میتابی
چه تلالویی!
"قسم به همه دونه ها"
وقتی تو خاک میمیرن و تو نور متولد میشن
چه رستاخیزی!
"قسم به ساقه ای که تو باد میشکنه"
وقتی که از اون جز خاکستری بجا نمی مونه
"قسم به همه آینه ها"
وقتی که برابر آب قرار میگیرن
"قسم به لطافت قسم" میدونم که میدونی دوستت دارمای سرخترین
ايرانيها آنقدر فوتبالدوستند که گاهي پول شامم را هم ميدهند.
ايمون زايد مهاجم باشگاه پرسپوليس در گفتگو با يک برنامه راديويي در ايرلند به بيان تجربه خود از حضور در ايران و گلزني در داربي تهران پرداخت و با اشاره به درگذشت يکي از هواداران پرسپوليس پس از داربي، از اشتياق زياد ايرانيها به فوتبال گفت.
ايمون زايد مهاجم ليبيايي - ايرلندي باشگاه پرسپوليس که در حال حاضر به دليل آسيبديدگي در ايرلند به سر ميبرد در گفتگو با يک برنامه راديويي در اين کشور درباره تجربه حضور خود در ايران گفت: مردم خيلي به من لطف دارند. گاهي پول شامم را هم حساب ميکنند! عدهاي مرا ميبوسند و ميگويند به خاطر آن بازي خاطرهانگيز مقابل استقلال علاقه زيادي به من دارند.
وي با اشاره به سه گلي که در داربي پايتخت به ثمر رساند گفت: تا چند روز بعد از آن بازي مدام عکسم روي جلد روزنامهها بود. امروز يک نفر مجلهاي به من نشان داد که روي جلدش عکس مرا در لباس سوپرمن چاپ کرده بودند. اين موضوع کمي سورئال است!
زايد به درگذشت يکي از هواداران پرسپوليس پس از پيروزي اين تيم در داربي اشاره کرد و گفت: يک خبر بد اين است که يکي از هواداران پرسپوليس پس از گل سوم دچار حمله قلبي شد و از دنيا رفت. اين موضوع خيلي عجيب است ولي در ايران غيرمتداول نيست چون در اين کشور مردم علاقه خيلي زيادي به فوتبال دارند. آنها به معناي واقعي کلمه عاشق فوتبال هستند. فوتبال در ايران خيلي طرفدار دارد و عده زيادي آن را دنبال ميکنند.
وي ادامه داد: يک روز پس از بازي به من گفته شد که يکي از هواداران جوان پرسپوليس که در حال تماشاي بازي بود، پس از اينکه نتيجه را تغيير داديم دچار هيجان شد و درگذشت. باشگاه از من خواست که با انتشار پيامي در روزنامه همدردي خودم را با خانواده او اعلام کرد. اين خبر واقعا بد بود ولي نشان ميدهد که مردم چه علاقه زيادي به فوتبال دارند.
ایمون زاید مهاجم ایرلندی پرسپولیس با توجه به سه گلی که در دربی زد حسابی برای مسوولان باشگاه ناز می کند و اتفاقا نازش هم در باشگاه خریدار دارد. ایمون زاید پس از اینکه در بازی با صبا به بهانه مصدومیت از مسوولان باشگاه اجازه گرفت تا زودتر به کشورش برود در دور جدید تمرینات یکی از غایبین بود. بعد از اعتراض به نوع تمرینات و خرابی چمن، این مهاجم پس از بازگشت از ایرلند خستگی را بهانه کرد تا در اولین تمرین پرسپولیس حاضر نباشد. زاید که بامداد 1شنبه به ایران بازگشت در تمرین ساعت 11 روز دوشنبه پرسپولیس غایب بود. ممدوتال مدافع پرسپولیس که در هتل هما با او زندگی می کند درباره علت غیبت زاید گفت:" رفتم او را برای آمدن به تمرین صدا زدم اما گفت خسته ام و نمی آیم!"
"قسم به پرستو"
وقتی که جفتش میمیره و تنها به آشیونه برمیگرده
چه غروب غریبی!
"قسم به کرم شب تاب"
وقتی که از پیله بیرون میاد و با نسیم هم آغوش میشه
چه پروازی!
"قسم به خورشید"
وقتی که تو بر اون میتابی
چه تلالویی!
"قسم به همه دونه ها"
وقتی تو خاک میمیرن و تو نور متولد میشن
چه رستاخیزی!
"قسم به ساقه ای که تو باد میشکنه"
وقتی که از اون جز خاکستری بجا نمی مونه
"قسم به همه آینه ها"
وقتی که برابر آب قرار میگیرن
"قسم به لطافت قسم" میدونم که میدونی دوستت دارمای سرخترین
علاقه مندی ها (Bookmarks)